مشهدالرضا،فرصتی بی نظیر برای صدور انقلاب اسلامی

هوالحبیب

مشهدالرضا(ع)،فرصتی بی نظیر برای صدور انقلاب اسلامی



وجه تمایز و برتری انقلاب اسلامی ایران، نسبت به دیگر انقلاب های مشابه در چند ده گذشته، عقبه و مبانی پر رنگ دینی و مذهبی آن است. انقلاب اسلامی بدون شک تحت تاثیر حادثه ای عظیم در صدر اسلام همچون عاشورا شکل گرفته که شجاعت و ایثار را در کنار ایستادگی در برابر ظلم و ستمِ حاکم جائر ، به شیعه ی ایرانی آموخته است.از سویی دیگر حضور امام هشتم(ع) در سرزمین فارس، به عنوان اولین امام از میان ائمه معصومین، فرصتی بی نظیر و تاریخی را برای ایرانیان فراهم آورد. یقینا تمامی تحولاتی که برای شیعیان و محبان ائمه معصومین در ایران رخ داده ، تحت تاثیر حضور امام علی بن موسی الرضا (ع)در طوس خراسان بوده است. جدا از برکات معنوی این حضور برای ایرانیان، حضور امام هشتم تا لحظه شهادتشان و وجود مضجع شریف و نورانی آن امام رئوف در طوس خراسان(مشهد) برای شیعیان در ایران سبب بسیاری از تحولات بزرگ سیاسی در تاریخ پر فراز و نشیب ایران شده است .

انقلاب اسلامی و فرهنگ شیعی

یکی از اولین آثار حضور امام در ایران، عزیمت بسیاری از فرزندان و اصحاب خاصه ائمه معصومین به سرزمین فارس بوده که نتیجتاً در سرتاسر ایران امروز مرقدهای نورانی امام زادگان و فرزندان ائمه قرار دارد که در کنار برکات معنوی که برای مردم داشته است چه در زمان حیات آن بزرگواران و چه در زمان بعد رحلت یا شهادتشان، حرم و مرقد آنها هم همیشه به عنوان یکی از کانونهای تاثیر گذار در جریان های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی ایران بوده است.

حضور امام زادگان در سرزمین فارس یعنی رساندن پیام شورآفرین عاشورا به مردم تشنه ی آزادگی و عدالت فارس.گرچه آنچه در کربلا گذشت و عاشورا را خلق کرد به گوش ایرانیان رسیده بود ولی بیان و انتقالش از سوی کسی که خود به سرچشمه نور اتصال دارد اثری دیگر دارد و از آنجا که پیام عاشورا منطبق با فطرت هر انسان آزاده ای است، ایرانیان مشتاقانه این پیام را نسل به نسل منتقل کردند.

فلذا جای هیچ انکار نیست که انقلاب اسلامی ایران به وقوع نمی پیوست اگر عاشورا نبود و اگر فرهنگ ائمه نبود؛ و بیشترین تاثیر را در گسترش و تبلیغ فرهنگ شیعی اسلام ناب  در ایران حضور پر برکت امام رضا(ع) و حضرت معصومه(س) در این آب و خاک داشته است. قوی ترین حوزه های علمیه جهان تشیع در کنار حوزه نجف، در قم و مشهد شکل گرفته و کم کم کانون آن از نجف به ایران منتقل می شود.یکی از پایه های اصلی انقلاب اسلامی روحانیت شیعی بود، فلذا در سده اخیر بیشتر حرکات انقلابی با رهبری روحانیون و با مرکزیت قم و مشهد بوده است که می توان به اعتراض به کشف حجاب رضاخانی در مشهد، و تظاهرات تاریخی 19 دی در اعتراض به مقاله توهین آمیز رشیدی مطلق،از سوی مردم قم اشاره کرد

انقلاب اسلامی بی شک زاییده فرهنگ شیعی ائمه است و فرهنگی که، مشهد و قم کانون نشر و تبلیغ این فرهنگ ها بوده است و شروع کننده حرکت های اعتراضی و انقلابی.

انقلاب اسلامی و فرهنگ رضوی

وجود حرم مطهر امام رضا(ع) در ایران، دلهای ایرانیان را برای پذیرش فرهنگ ناب اسلامی آماده کرده بود و مشهد را تبدیل به یکی از کانونهای اصلی انقلاب اسلامی کرد که بسیاری از روحانیون و روشنفکران و شهدای انقلاب اسلامی و دفاع مقدس در فضای معنوی آن پرورش پیدا کرده بودند .

با وقوع انقلاب اسلامی هم، تحولی عظیم و شگرف برای تبلیغ و نشر فرهنگ رضوی به وجود آمد. جدا از گسترش حرم مطهر امام هشتم در بعد از انقلاب اسلامی توجه نظام اسلامی به فرهنگ زیارت سبب شد که تعداد زائرین علاقه مند به زیارت در سالهای بعد از انقلاب با فراهم سازی امکانات و زیرساخت های لازم افزایش یابد و از سویی دیگر فضای فرهنگی و رسانه ای در خدمت ترویج فرهنگ رضوی باشند.

نکته حائز اهمیت آن است که اگر در قبل از انقلاب اسلامی رژیم شاهنشاهی در صدد بود به شهرهایی همچون شیراز به دلیل وجود تخت جمشید که از  دوران هخامنشی باقی مانده بود  با برگزاری برنامه هایی همچون جشن های 2500 ساله و جشن هنر شیراز محوریت فرهنگی بدهد و تمایلات مردم ایران را از سمت شهرهای مذهبی و ارزشهای دینی به سمت ارزشهای ملی گرایانه صرف ببرد، اما انقلاب اسلامی مشهد را، به دلیل وجود مضجع شریف ثامن الحجج ،به عنوان پایتخت معنوی خود انتخاب کرد، که این مسئله پتانسیل عظیمی را برای انجام تبلیغ فرهنگی معارف اهل بیت فراهم آورد.

اما واقعیت آن است که مشهدالرضا(ع) به عنوان یکی از کانونهای توجه شیعیان جهان و بسیاری از اهل سنت که به ائمه اطهار اظهار دوستی می نمایند، فرصتی کم نظیر را برای صدور مفاهیم و معارف انقلاب اسلامی که خود نشات گرفته از معارف اهل بیت است فراهم آورده است، که فعالان فرهنگی و سیاسی باید بسیار بیش از این به این جایگاه جهانی مشهدالرضا توجه کنند.

-        متاسفانه زیارت شیعیان از مدینه و قبرستان بقیع به دلیل تعصبات جاهلیت آل سعود با مشکلات و سختی های فراوانی روبه رو ست و زیارت شهرهای زیارتی عراق هم به دلیل ناامنی های ناشی از وجود اشغالگران برای زائرین و دلدادگان به ائمه  کاری صعب و دشوار شده است. از همه مهتر آنکه دولت ها و نظام های حاکم بر آن کشورها مخصوصا عربستان اجازه ی تبلیغ و نشر فرهنگ شیعی را نمی دهند و از سویی دیگر گرچه مشکلات حکومتی در عراق نسبت به عربستان کمتر است ولی کمبود امکانات سفر به عراق و حضور زائرین در آن کشور به دلیل مشکلات فراوانی که در زیرساخت های اساسی خود دارد، مشهدالرضا  را از موقعیت ویژه ای از لحاظ امنیت، امکانات رفاهی زیارت و امکان زیارت به دور از تعصب جاهلی وهابیت قرار داده است. و این وظیفه نظام اسلامی را در درجه اول و مسئولین آستان مقدس رضوی و مبلغان فرهنگ رضوی را بسیار سنگین تر می کند.

امروز مشهد زیارتگاه بسیاری از شیعیان عراق، لبنان، بحرین، عربستان، کویت، افغانستان، پاکستان، هند و ... می باشد و دل بسیاری از شیعیان هم در سرتاسر جهان به عشق سفر به بارگاه رضوی می تپد. و این یعنی فرصتی بی نظیر برای اجتماع شیعیان و محبان ائمه معصومین ، برای نزدیک شدن دلها و بالا رفتن پذیرش فرهنگ رضوی در میان زائرین امام هشتم.

حضور زائر را باید در حریم رضوی قدر دانست، مخصوصا زائری را که از کشوری دیگر به مشهد آمده است. همان طور که در زمان حیات ائمه، شیعیان با سفر به شهرهایی که امام معصوم در آن ساکن بود علاوه بر زیارت ولیشان به کسب معارف اهل بیت می پرداختند باید این فرصت ایجاد شود که زائر حریم رضوی نه تنها از معنویات زیارت توشه ای بردارد بلکه معارف اهل بیت را هم سوغات به شهر و دیارش ببرد که شاید آنجا به دلایل مختلفی همچون خفقان حکام و سلاطین(همچون عربستان و کویت و بحرین)، هجمه فرهنگ غربی(همچون ترکیه، مالزی و اندونزی)، .... فرصت و امکان دریافت آن معارف وجود نداشته است.

فی المثل شیعیان قطیف و احصا عربستان به دلیل سیاست های دیکتاتورمآبانه حاکم سعودی امروز زیر سخت ترین فشار ها برای برگزای مجالس و مراسم های ساده مذهبی خود هستند و در دوره ای نه چندان دور حتی سفر به ایران اسلامی و زیارت امام هشتم به عنوان جرم برای آنها شناخته می شده است، با این حساب چه فرصتی بهتر از زمان حضور او در حرم رضوی  برای کسب معارف اهل بیت که شیعیان ایران را بهره گیری از همان معارف، از یوغ رژیم وابسته پهلوی نجات داد و تاج عزت و آزادگی را بر سرشان نشان داد.

زمانی که رژیم ال سعود برای تبلیغ عقیده باطل وهابیتش که نتیجه اش کشتار مسلمانان اعم از شیعه و سنی توسط افراطی هایی همچون القاعده و گروهک ریگی در عراق، افغانستان،پاکستان وایران بوده است ، از فرصت حج استفاده کرده و کتابچه هایی را به زبان های مختلف بین حاجیان پخش می کند، چرا ایران اسلامی برای رساندن پیام انقلاب اسلامی که لبّ آن همان حدیث شریف سلسله الذهب است چنین کاری نکند؟

- حرم رضوی می تواند با ایجاد شبکه ی ارتباطی موثر با حرم های حضرات معصومین در نجف، کربلا، کاظمین و سامرا در هر چه اثر پخش تر کردن تبلیغ و نشر فرهنگ ائمه اطهار گام بردارد و مشهد به دلیل دارا بودن مزیت های فراوانی همچون دارا بودن از امکانات زیرساختی بهتر نسبت به دیگر شهرهای مذهبی شیعیان می تواند و باید شروع کننده چنین حرکتی باشد.

- مناظرات امام هشتم با عالمان ادیان و مذاهب مختلف از جمله موقعیت هایی بوده است که حقانیت مذهب شیعه را نمایان کرده است. پس به جاست که در کنار حریم مطهر امام هشتم امکان برگزاری کرسی های آزاد اندیشی دینی فراهم شود تا عالمان و دانشمندان دینی از اقصاء نقاط جهان با ادیان و مذاهب مختلف به بیان نظرات و آرا خود بپردازند تا حقانیت و عقلانیت فرهنگ رضوی عیان شود.

-هر چند متاسفانه برای تبلیغ فرهنگ رضوی از ابزارهای نوین ارتباطی و هنری و ادبی در داخل ایران هم استفاده کمی شده است ولی باید اذعان داشت که یکی از بهترین و اثرگذارترین شیوه های تبلیغی در دنیای امروز استفاده از همین ابزار است. استفاده از اینترنت و شبکه های ماهواره ای، رسانه های مکتوب و تصویری، هم می تواند فاصله ها را کم کند و هم ارتباط زائر را با حرم مطهر تا سفر بعدی حفظ کند.

- نظام استکبار چون از قدرت شیعه هراس دارد بیشترین تحریم رسانه ای را برای انزوای آن بکار بسته است. فی المثل در بیداری اسلامی ای که خاورمیانه را فراگرفته است، قیام مردم بحرین به دلیل اظهار ارادتشان به خاندان عصمت و طهارت در سانسور خبری قرار گرفته است، وضعیت شیعیان پاکستان و عربستان نیز به هم چنین است. فلذاست ایران اسلامی و  مشهدالرضا می تواند با برنامه ریزی و دعوت از اندیشمندان و فعالان سیاسی و فرهنگی شیعه از سرتاسر جهان به مقابله با این تبعیض رسانه ای جهان غرب برخیزد و آخرین تحولات جهان اسلام را به تحلیل صاحب نظران گذاشته و تجربیات جمهوری اسلامی را در انقلاب اسلامی و مبارزه با جریان های غرب زده و شرق زده و نفاق، و ایجاد ساختار حکومت اسلامی ،حرکت های شیعیان را در سرتاسر جهان هماهنگ و هم جهت نمایند.

صدور انقلاب اسلامی به عنوان یکی از اهداف جمهوری اسلامی، امری جدا از صدور فرهنگ رضوی نیست، چرا که انقلاب اسلامی نشات گرفته از این فرهنگ است، فلذاست که نباید از فرصت بی نظیر حضور زائرین شیعه و سنی که از کشورهای مختلف جهان به مشهدالرضا می آیند صرف نظر کرد.

پیام خون مصریان برای ایرانیان

هوالحبیب

پیام خون مصریان برای ایرانیان

 ین مطلب برای پایگاه خبری ـ تحلیلی «نماینده» نگاشته شده است


یک کشته باشد یا دو هزار کشته، در اصل ماجرا تفاوتی ایجاد نخواهد کرد. این کشته های یک تصادف رانندگی و یا زلزله و سیل نیست که با زنده کردن حس فطری کمک به همنوع،  یک جامعه متفرق را دوباره در کنار هم قرار دهد و تفرقه ها را تبدیل به وحدت و تلاش جمعی برای التیام یک درد ملی بکند.

 

زلزله ی بم اگرچه مصیبتی عظیم در جامعه ی ایران بود ولی صحنه هایی بدیع از بیدار بودن حس فداکاری و ایثار را در بین تمام ایرانیان زنده کرد. آنان که به کمک مردم بم شتافتند در درجه ی اول انسان بودند و بعد ایرانی. بعد از آن اگر اختلاف فکری، سلیقه ای، حزبی، قومیتی و مذهبی هم بود، نتوانست بر وحدت و انسجام مردم در کمک به هموطنان بمی خود بکاهد.

 

اما مصر خونین، این روزها در پیش روی خود هر چه می بیند اختلاف است و تفرقه. الان که نه خون یک یا دو نفر، بلکه خون ده ها نفر بر زمین ریخته شده است، آن هم نه به دست دشمن خارجی بلکه یک مصری، هموطن مصری خود را هدف شلیک قرار داده است. دیگر کنار هم قرار گرفتن خانواده های قاتل و مقتول آسان نخواهد بود.

 

اگر چه مسلمانان منطقه از اردو کشی خیابانی و حل اختلاف در کف خیابان های قاهره و ریختن خون مردم نگران اند و ناراحت، اما غربی ها اگر هم بیان نکنند ولی از خوشحالی در پوست خود نمی گنجند؛ چرا که مصر را به نقطه ای رساندند که مردم مقابل مردم قرار بگیرند. برای تثبیت تقابل بین این دو گروه از مردم نیاز به خون بود، که ارتش آن را به خوبی انجام داد و ۲۳ مرداد ماه، قاهره را تبدیل به یک کشتارگاه بزرگ کرد.

 

مصر بازنده ی یک نقشه ی خارجی شد. پیروز این میدان نه اخوان است نه ارتش. مصر شکست تلخی خورده است. شکستی که تمام احزاب و شخصیت ها در آن شریک هستند و پیروز میدان بی شک رژیم صهیونیستی است چرا که یک مصر ضعیف امنیت او را تضمین می کند. اگر در مصر دولتی هم شکل بگیرد بی شک سال ها طول می کشد تا خاطرات تلخ میدان های النهضه و رابعه العدویه فراموش شود؛ و همین است که فرداهای مصر را چه بسا اسف بار تر از سوریه و عراق نشان می دهد.

 

وضعیت مصر امروز، دقیقا همان وضعیتی است که دشمنان جمهوری اسلامی خصوصا رژیم صهیونیستی و آمریکا و انگلیس می خواستند در سال ۸۸ بر سر ایران بیاورند. و اگر خدایی نکرده مردم در مقابل مردم قرار می گرفتند و حرمت ها شکسته می شد و زنجیر وحدت پاره می شد دیگر هیچ عاملی توان یکدست کردن جامعه را نداشت.

 

مردم ایران به پاس حرمتی که برای سالار شهیدان قائل اند و عشق به حضرت اباعبدالله(ع) را سال های سال به عنوان میراثی گرانبها از پدران خود سینه به سینه دریافت کرده بودند، در پی حوادث تلخ عاشواری سال ۸۸، در فاصله ی کمتر از دو روز بعد آن حماسه ی ۹ دی را خلق کردند و بر رگه های بیماری تفرقه ای که دشمنان جمهوری اسلامی بر پیکره ی جامعه ایرانی وارد کرده بودند، فائق آمدند.

 

اگر امروز از مسببان فتنه ی ۸۸ گله ای است، از آن جهت است که وحدت ایرانیان را در معرض تفرقه و اختلاف قرار دادند و دشمن خارجی مگر چه می خواهد به غیر از این. کمترین زمینه ی تفرقه ای اگر پیدا شود، دشمنان برای آن برنامه ریزی می کنند چه بخواهد برسد به ادعای تقلب آن هم در سطح یک انتخابات ملی.

 

به واقع جدی ترین پیام خون های مصریان در روزهای گذشته برای همه ی جهان اسلام و خصوصا ایرانیان این جمله است که دشمنان شما در شکار فرصتی هستند برای شکستن وحدت و انسجام ملت هایتان. آمریکایی ها و اسراییلی ها از مصر ۶۰ میلیونی هراس داشتند ولی از مصر چند دسته شده و به جان هم افتاده نه تنها هراسی به دل ندارند بلکه تهدیدی بزرگ را امروز برای خود تبدیل به فرصت کرده اند.

 

آنها از ایران ۷۰ میلیونی هم هراس دارند و هر لحظه در تلاش اند برای قسمت قسمت کردن ملت ایران به بهانه های مختلف و قرار دادن آنها در جلوی هم و شکستن حرمت ها بین آنها. بین شیعه و سنی، بین قومیت های مختلف ایرانی، بین احزاب سیاسی، بین مسئولین نظام و ...

 

هوشیاری و بصیرت دهی نسبت به استراتژی دشمن، اصلی ترین وظیفه ی خواص است برای صیانت از گنج وحدت مردم؛ امری که در مصر جدی گرفته نشد و شد آنچه نباید می شد.

روحانیِ سریال دودکش، محاسنی هم دارد!

 

روحانیِ سریال دودکش، محاسنی هم دارد!


این مطلب برای پایگاه خبری ـ تحلیلی «نماینده» نگاشته شده است


در اینکه هر فیلم و سریالی نقاط ضعفی دارد، شکی نیست و اینکه نقش روحانی سریال دودکش (با بازی جواد عزتی) هم به عنوان عنصری از یک فیلم دارای اشکالاتی است، پذیرفته شده است. ولی این یادداشت قصد دارد به صورت مختصر به محاسن آن نقش بپردازد.

 

البته باید توجه کرد نقشی که جواد عزتی بازی کرده است، نقش یک امام جماعت مسجد می باشد، حقیقت امر این است که یک امام جماعت مسجد در یک محله ی مسکونی مسئولیت هایی سنگین تر از یک روحانی به معنای عام کلمه بر عهده دارد و محاسنی هم که از سریال ذکر می شود بر اساس مسئولیت های یک روحانیِ مسجد در یک محله مسکونی است. محاسنی که اگر روحانیون و خصوصا امام جماعات مساجد شهری به کار ببندند، تحولی عمیق در عرصه ی فرهنگی در کشور شکل می گیرد. اما این محاسن چه بود؟

 

  • روحانی مسجد محل، در مسجد حضوری پر رنگ دارد.
  •  
  • روحانی مسجد محل، نسبت به همسایگان مسجد آشنایی دارد و به بهانه های مختلف، در منزل آنها می رود.
  •  
  • روحانی مسجد محل، نه تنها امور مسجد را مدیریت می کند بلکه سعی در مدیریت روابط بین مردم محل نیز دارد.
  •  
  • روحانی مسجد محل، خود را در غم و شادی مردم محل شریک می داند. (رفتن به بیمارستان برای عیادت پسر فیروز)
  •  
  • ‏روحانی مسجد محل، برای حل مشکلات مردم زمان صرف می کند و سعی در مشکل گشایی دارد. (دادن وام از صندوق قرض الحسنه مسجد)‏
  •  
  • ‏روحانی مسجد محل، لزوما در بالای منبر حرفها و تذکراتش را نمی زند، بلکه بیشتر وقت تربیتی و تذکرات اخلاقی اش به صحبت های رو در رو اختصاص می یابد.
  •  
  •  ‏ ‏روحانی مسجد محل، ‏برای شنیدن غم و غصه های مردم فرصت می گذارد و مردم او را به عنوان امین خود قبول دارند و حرفی که حتی به خانواده شان نمی توانند بزنند با او در میان می گذارند.
  •  
  • دودکش
     
    ‏روحانی مسجد محل، مخاطب خودش را مردم محل می داند نه فقط افرادی که به مسجد می آیند و نه فقط افرادی که ظاهر مسجدی دارند مانند خانم های چادری.‏
  •  
  • روحانی مسجد محل، مسجد را تبدیل به خانه ی دوم مردم و اهالی کرده است. (در روزی که قالیشویی برای مجلس عروسی واگذار شده بود، خانواده ی فیروز در مسجد سفره افطارشان را پهن کردند.)

 

نکته ی پایانی اینکه مسجد باید محور تمامی تعاملات و روابط مردم در یک محل باشد و امام جماعت مسجد مدیر مسجد و مدیر تمام روابطی است که حول محور مسجد در محل شکل می گیرد، هر چقدر این مدیریت قوی تر و پویا تر، مسجد سرزنده تر و محله سالم تر.

طراحان دروغ بزرگ چرا عذرخواهی نمی کنند؟

هوالحبیب

تهرانی که قاهره نشد!

طراحان دروغ بزرگ چرا عذرخواهی نمی کنند؟

این مطلب برای پایگاه خبری ـ تحلیلی «نماینده» نگاشته شده است

دولت دهم هم مثل هر دولت دیگری رفتنی شد، دولت یازدهم هم آمد تا به جای مهرورزی به سبک احمدی نژاد، اعتدال را به سبک روحانی بیاورد. این تغییر و انتقال دولت در جمهوری اسلامی در حالی صورت می گیرد که در منطقه و در کشورهای اطراف غوغایی از آشوب ها و بمب گذاری ها برپاست.

در مصر مرسی عزل شده و به زندان رفته است و ارتش برای خودش دولت تعیین کرده است، گروهی از مردم حامی اقدام ارتش شده اند و گروهی حامی مرسی زندانی. خیابان های قاهره تبدیل به صحنه ی جنگ  شده است بین مردم . نتیجه اش تا به امروز ده ها کشته  و بی ثباتی سیاسی در جامعه مصر است، اتفاقی که به سرعت اثرات آن بر اقتصاد و فرهنگ و اجتماع مصر نمایان خواهد شد.

در سوریه و با شروع اعتراضات مخالفین بشار اسد، چندی نگذشت که وحدت جریان های مخالف از هم پاشیده شد، چرا که دست بیگانه غربی- عربی برای جریان های پایبند به منافع ملی سوریه نمایان شد و راه خود را از راه جریان های سلفی و ارتش آزاد سوریه و به طور کلی تروریست هایی که می خواهند سوریه را نابود کنند جدا کردند. هوشیاری مردم سوریه در مقابل تروریست ها، کشور را از فروپاشی نشان داد، هر چند که ساختن دوباره ی سوریه کاری سخت و دشوار است.

در لبنان جریان های نزدیک به عربستان و فرانسه و آمریکا تمام تلاش خود را کردند تا بی ثباتی سوریه به لبنان کشیده شود و خیابان های لبنان را تبدیل به میدان جنگی دیگر کنند تا حزب الله به جای آنکه توان و حواسش را معطوف به دشمن صهیونیست بکند، در درگیریهای خیابانی لبنان زمین گیر شود.

در عراق و افغانستان بعد از اشغال آمریکا، روزانه ده ها تن در بمب گذاری ها کشته می شوند. غربی ها و البته عرب های وابسته ی غربی از آشفتگی فضای سیاسی و امنیتی این کشورها خصوصا عراق استقبال می کنند.

در بحرین مردم هم چنان در یک سانسور رسانه ای در شکنجه و خفقان به سر می برند. در عربستان وضعیت شیعیان بهتر از بحرین نیست و تمام پیش بینی های تحلیل گران بر این اساس است که بعد از مرگ پادشاه عربستان، جنگ قدرت شاهزادگان سعودی، عربستان را به بحران خواهد کشید.

در لیبی بعد قذافی، سلفی ها و القاعده جا خشک کرده اند و بمب گذاری های خیابانی هم مهمان لیبیایی ها هم شده است. پروژه ی مصری سازی تونس هم آغاز شده است و اگر مردم و خواص تونس هوشیار نباشند، عاقبتی همچون خیابان های قاهره در انتظار خیابانهای تونس است.

اما در میان خاوریانه ی پر از بمب و انفجار و آشوب و درگیری مسلحانه و قومی و مذهبی، ایران آرام است و انتقال قدرت سیاسی کشور در حال انجام است.

ایران 88 را به یاد بیاوردید. هنوز رای گیری تمام نشده است، میر حسین موسوی خبر پیروزی اش را با اختلاف بالا با رقیبش اعلام می کند. اما نتایج رسمی حرف دیگری می زند. 11 میلیون اختلاف با احمدی نژاد حقیقتی است که موسوی و اطرافیانش حاضر به پذیرش آن نیستند. بیانیه پشت بیانیه است که از سوی او و مهدی کروبی علیه نظام جمهوری اسلامی صادر می شود و نظام را محکوم به تقلب 11 میلیونی می کنند. فضای کشور شدیدا آشفته شده است. در 25 خرداد و 30 خرداد در خیابان های تهران چندین مرد و زن کشته می شوند. مردم در شُک اتفاقات پایتخت و رسانه های بیگانه ذوق زده .

با تمام هزینه هایی که کشور متحمل شد با حضور مردم در 9 دی فتنه گران به حاشیه رانده شدند. با حصر موسوی و کروبی ، حامیان فتنه درک می کنند که دیگر اردوکشی های خیابانی قادر به ساقط کردن نظام جمهوری اسلامی نیست، تغییر استراتژی داده و باز به شعار جامعه مدنی و اصلاحات از درون بر می گردند. خاتمی که از سوی اپوزیسیون شدیدا تحت فشار بوده است که نباید در انتخابات مجلس شرکت کند ولی از سویی به این نتیجه رسیده است که راه دوستان در حصرش بی نتیجه است رای خود را در شهرستانی نزدیک پایتخت و به دور از چشم خبرنگاران به صندوق می اند ازد.

کم کم بعضی از سران اصلاحات در جلسات خصوصی و در تحلیل ها اذعان می کنند تقلبی در کار نبوده است، با تغییر موضعی عجیب ادعا می کنند همه ی اعتراض ما به رفتار احمدی نژاد است.

 اکنون 4 سال از حوادث سال 88 گذشته است، انتخابات ریاست جمهوری فرا رسیده است. جمهوری اسلامی همان جمهوری اسلامی سال 88 است، رهبر هم همان رهبر، شورای نگهبان هم همان شورای نگهبان. چیزی تغییر نکرده است ولی مدعیان تقلب در سال 88 به پای صندوق آمده اند. نامزد مورد حمایت آنها فقط بخاطر تعداد رایی کمتر از 300 هزار، در همان دور اول رییس جمهور می شود و رقبای اصولگرای آنها به جای شورش خیابانی و دادن بیانیه های متوالی و مصاحبه با شبکه های بیگانه و تحریک حامیانشان به آتش زدن سطل های زباله، در همان ساعت اول اعلام نتایج به حسن روحانی تبریک گفتند. حتی قالیباف یا جلیلی درخواست شمارش مجدد هم ندادند تا شاید این 300 هزار رای در میان حدود 60 هزار صندوق اتفاقی برایش بیافتد و بهانه ای دستشان را بگیرد. این بار مدعیان اصلاحات هم اعتراض نکردند، چرا رهبر انقلاب برای تبریک به رییس جمهورمنتخب عجله کرده است؟

بعضی از اصلاح طلبهایی که هنوز کمی انصاف دارند از رهبری تشکر می کنند برای هدایت  ونظارت بر انتخابات و بعضی دیگر شاید شرمگین اند از ظلمی که کرده اند در حق نظام و مردم و رهبری و البته عده ای همچنان گستاخ .

ایران 88 فاصله ای با مصر 92 نداشت و حتی با سوریه امروز . مصر را آنانی که منافع ملی کشور شان را برای رسیدن به منافع شخصی و حزبی خود به پای دوستان آمریکایی و اروپایی خود قربانی کردند به اینجا کشاندند و سوریه را نیز هم.

مدعیان تقلب تمام تلاش خود را کردند و هیچ بعید نبود که خیابان های تهران هم مانند قاهره صدها کشته بدهد، مرزهای ایران هم مانند سوریه آماج حمله سلفی ها باشد. اگر کمک خدا نبود و اگر هوشیاری مردم و رهبری رهبر انقلاب نبود، امروز وضع کشورمان از مصر و سوریه به مراتب بدتر بود چرا که بغض و کینه ی آمریکا و اسراییل از ما بیشتر و عمیق تر است.

حال سوال اساسی اینجاست که چه کسی این هزینه ی سنگین تحمیلی به نظام را باید پرداخت کند؟ بالفرض که این سخن بعضی از مدعیان تقلب درست باشد که احمدی نژاد هم مقصر بوده است، ولی آیا باز هم این ادعای آنها جواز قابل قبولی است بر آنچه در سال 88 بر سر کشور در آوردند ؟

آنها که امروز در خفا و در جلسات خصوصیشان تقلب را نفی می کنند، چرا در تریبونی رسمی پرده از این دروغ بزرگشان بر نمی دارند؟ اگر خود طراح این دروغ بزرگ بودند چرا به درگاه خداوند توبه نکرده و عذر به درگاه ملت نمی آورند؟ اگر خود نیز فریب اپوزیسیون خارج نشین را خورده اند تا کی می خواهند بازیچه ی دست آنها باشند؟ مگر ادعای مردمی بودند ندارند؟ با مردم سخن بگویند از غفلت هایی که داشته اند.

اینکه عذرخواهی نمی کنند از سر گستاخی و خیانت است و یا از سر ترس و خوف؟ خون های سال 88 بر گردن آنهاست و هزینه ی لب پرتگاه رفتن کشور به پای آنها. چقدر گستاخی است که بعضی مدعیان تقلب و شاید بهتر گفت طراحان دروغ بزرگ، اوضاع مصر و سوریه را می بینند و هنوز عذرخواهی نکرده اند؟ 

 

 

این سنگر استراتژیک را جذاب کنیم

هوالحبیب

این سنگر استراتژیک را جذاب کنیم

این مطلب برای پایگاه خبری ـ تحلیلی «نماینده» نگاشته شده است

انقلاب اسلامی زاییده ی فرهنگی است که جوانان آن عصر، دروس و ساختار آن را از مسجد و منبر دریافت کرده اند؛ لذا گزاف نگفته ایم که مسجد نقشی مهم و اساسی در انقلاب اسلامی داشته است. شاید درست تر این نکته باشد: نیروهایی که حضرت امام با آنها انقلاب را پیروز کرد، در مکتب مسجد درس خوانده بودند و درست تر اینکه حضرت امام به عنوان رهبر انقلاب و یک شخصیت روحانی، مبدا و سرمنشا قیام اش مسجد و خطابه و منبر بود.

مسجد از روزی که نبی اکرم (ص) بنای مسجد قبا را گذاشتند و تا به امروز در اسلام و تعاملات جامعه اسلامی و ارتباطاتش با جهان نقشی غیر قابل انکار داشته است. مسجدی که رسول خدا (ص) بنا کرد تنها محل عبادات فردی و دسته جمعی نبود بلکه کرسی قضاوت، محل تدریس علوم دینی و مباحثات طلبگی، آمادگی رزمی در مقابله با مشرکان، بنیاد خیریه، صندوق قرض الحسنه، محل بازی کودکان و ... بوده است.

نگاه اسلام به مسجد نگاهی استراتژیک و بلند است. مسجد هم پایگاه جنگ سخت بوده است و هم جنگ نرم. در نگاهی کلان، مساجد در جغرافیای جامعه اسلامی  به صورتی پراکنده شده است که کوچکترین تحرکات نرم و سخت دشمن قابلیت رصد داشته باشد و کنترل شود.

اما مسجد به عنوان اصلی ترین سنگر جبهه ی اسلام با پیشرفت های تکنولوژیک و ارتباطی قرن حاضر به صورت مستقیم و غیر مستقیم در هجمه ی شدید دشمنان قرار گرفته است. دشمن ناتوان و احمق به تخریب فیزیکی مساجد پرداخته است و دشمن هوشمند با ابزار جنگ نرم سعی در به حاشیه راندن جایگاه مسجد در سطح اجتماع نموده است. تاکید رهبر انقلاب بر محور بودن مسجد اهمیت این سنگر استراتژیک را نشان می دهد: «روح مسجد، كالبد زندگی را پرنشاط و پرانگيزه مي سازد. در هر جا سامان زندگی است، مسجد، مركز و كانون اصلی است. در بنای شهر و روستا، در مدرسه و دانشگاه، در مراكز جمعيتی از بازارهای كسب و كار تا فرودگاه ها و جاده‌ها و پايانه‌های سفری و تا آسايشگاه ها و بيمارستان ها و بوستان ها و گردشگاه ها، در همه و همه بايد مسجد را همچون قطب و محور بنا نهاد.»

اگر در روزهای ابتدایی مهرماه ۱۳۵۹ مسجد خرمشهر، سنگر اصلی، مرکز فرماندهی، درمانگاه، محل پشتیبانی و دفاع مردم از خرمشهر بود، امروز هم در کوران جنگ نرم و فرهنگی دشمن بر علیه اعتقادات نسل جوان، این نقش را باید مسجد ایفا کند. فراموش نشود، در انقلاب اسلامی که ماهیتی نرم علیه فرهنگ سلطنتی و غرب زده ی پهلوی داشت، مساجد در سرتاسر کشور به خوبی کارکرد فرهنگی خود را نشان دادند. آن برهه ی طلایی از زمان، مساجد در خدم مقدم تهاجم فرهنگی مثبت فرهنگ ناب اسلام به فرهنگ وارداتی غربی در کشور بودند و نتیجه اش سقوط رژیم پهلوی و رسوا نمودن تفکر کمونیستی شد.

مسجد امروز هم باید همان نقش مسجد النبی اوایل هجرت را در مدینه و مسجد خرمشهر را در روزهای آغازین دفاع بازی کند. مسجد اسلامی محور تمامی تعاملات و ارتباطات در سطح یک محل باید باشد، امری که رهبر انقلاب در پیام به به نوزدهمین اجلاس سراسری نماز (۳۰/۰۷/۸۹) به این شکل تبیین فرمودند: «مسجد باید رابطه‌ی خود را با جوانانی كه ازدواج می كنند، با كسانی كه به موفقیت های علمی و اجتماعی و هنری و ورزشی دست می‌یابند، با صاحب همتانی كه كمك به دیگران را وجهه‌ی همت می سازند، با غمدیدگانی كه غمگساری می‌جویند، و حتی با نوزادانی كه متولد می شوند، برقرار و مستحكم كند.»

زمانی که دشمنان فرهنگ اسلامی ایرانی مان با ماهواره، اینترنت و ... به خانه هایمان نفوذ کرده اند، پیوند خانواده ها با مسجد محل می تواند از آسیب های احتمالی جلوگیری نماید و چه بسا با برنامه ریزی فعالان فرهنگی در مساجد همین تکنولوژی به ظاهر در خدمت دشمن، وسیله ی تبلیغ دین و جذب مردم خصوصا جوانان و نوجوانان به مسجد شود. و چه لذت بخش است دیدن تلاش و دغدغه مسجدی ها در محله های مختلف شهرهای کشور. فراموش نمی کنم زمانی را که یک روحانی به دختران ۹ ساله روستایی در بلوچستان با هدیه ی یک چادر رنگی ذوق و شوق نماز خواندن در مسجد روستا را برایشان ارمغان آورد. مسجدی را دیدم با نصب یک ویدئو پروژکتور در مسجد در روزهای مشخصی در هفته با هدایت امام جماعت فیلم ها و مستند های آموزنده ی خانواده ها پخش می شد، مسجدی دیگر به اسم زدن گیم نت در مسجد، طفلان گریز پای محل را در مسجد جمع کرده بود تا هم بازی های آنها تحت کنترل باشد و هم با شیرین ترین ترفندهای تربیتی آشتی دوباره بین آنها با نماز و قرآن برقرار کند. مسجدی را دیدم که جوانانش غمگسار و یاور پدر و مادر سالخورده ی شهدای محل بودند. مسجدی را دیدم که فعال فرهنگی آن، همان طور که برای فرزندش پدری می کرد برای بچه یتیم های محل نیز پدری می کرد و آنها را می بوسید، مسجدی را دیدم که زن و شوهری آستین هایشان را بالا زده بودند برای تامین جهیزیه ی دختران نیازمند محل شان. مسجدی را دیدم که امام جماعت اش با کودکان محل هم بازی بود برای باز کردن پای آنها به مسجد.

کدام خانواده ایست که نگران آینده ی فرزندان اش در جامعه نباشد؟ کدام خانواده است که از اعتیاد و لاابالی گری فرزندانشان رضایت دارد؟ کدام خانواده است که نگران دوستی ها و همنشین های دلبندان خود نباشد؟ مگر نه اینکه مسجد کم هزینه ترین و ایمن ترین راه برای رسیدن به این اهداف است.

باری که بر دوش متدینین امروز جامعه است بسی سنگین است. رهبر انقلاب خطاب به فعالین مساجد می فرمایند: «براى مسجد، جاذبه درست كنيد تا بچه‌ها، جوانان و زن و مرد محله، مجذوب مسجدى شوند كه شما در آن هستيد و بيايند. مسجد، پايگاه بسيار مهمّى است. (۲۷/۰۸/۷۱) بر دوش آنها ست که مساجد را با برنامه های مختلف آنچنان جذاب و گیرا کنند تا جذب کودکان و نوجوانان را بالا ببرد. واقعیت امروز جامعه به نسبت ۵۰ سال پیش این است که مساجد برای جذب این طیف از جامعه باید با ده ها شبکه داخلی تلویزیونی داخلی و صدها شبکه ی خارجی و هزاران بازی کامپیوتری و میلیون ها سایت اینترنتی رقابت کنند. بدون شک کاری سخت است؛ و مسئولین و متولیان فرهنگی جامعه حق ندارند به جایی که باری از روی دوش فعالان فرهنگی مساجد بردارند، بارها اضافی بگذارند و رقبای اضافی بتراشند.

مساجد نبایند رقبای موسسات مردم نهاد (NGO) فرهنگی بشوند، بلکه باید این موسسات در دل مساجد شکل بگیرند، خیریه ها هم همین طور، کافی نت ها، ویدئو کلوپ ها، باشگاه های ورزشی و ... نیز همین طور. مساجد، امام جماعت ها و فعالین فرهنگی مساجد همان رزمنده هایی هستند که در نزدیکترین سنگر فرهنگی در خط مقدم جبهه فرهنگی کشور در حال نبرد سهمگین فرهنگی با دشمنان هستند، هر یک نفر را که به صفوف نماز اضافه کنند یک نفر را از دشمن جدا کرده و به جبهه ی حق اضافه کرده اند. مگر نه این است که به واقع جوانان لاابالی، معتاد، مزاحم نوامیس، ... که در محل حضور دارند تلفات ماست در جبهه جنگ نرم با دشمنان اسلام.

البته این بینابین عده ی زیادی هم هستند که به دلیل کم کاری مسئولین و کم دغدغه ای بعضی فعالان فرهنگی مساجد ترجیح می دهند نماز را در خانه بخوانند تا در مسجد. این قطع ارتباط در مسجد به یک معنا قطع ارتباط با سنگری امن است در میدانی پر از مین هایی فلج کننده  با ماهیت آسیب های متنوع اجتماعی و فرهنگی و خیلی باید یک خانواده هوشیار باشد که با این سنگر در قطع ارتباط باشد ولی از گزند این مین ها سالم باشد.

همه ی ارگان های فرهنگی باید پشتیبان مسجد باشند در این خط مقدم. باید طوری برنامه ریزی کنند و رفتار کنند که محوریت دادن به مساجد را در مناسبات مردمی بالا ببرند. البته بصورت پراکنده دیده می شود که بعضی از نهادها اقداماتی را با این هدف انجام می دهند ولی جنگ فرهنگی آنقدر پر هزینه و با تلفات بالا می باشد که نیاز به پای کار آمدن تمامی نهاد ها دارد. صدا و سیما باید در فیلم هایش این محوریت را نشان دهد، باید زمان پخش برنامه های پربازدیدش با زمان های کاری مساجد تداخل نداشته باشد. شهردای ها، وزارت ارشاد با تمامی پتانسیل اش در کتاب و سینما و ...، حوزه های علمیه، آموزش و پرورش، ... همه و همه باید دست در دست هم دهند تا مسجد بار دیگر جایگاه خود را بازیابد. اگر این چنین شد پیامدش روشن خواهد بود «اگر مسجد، كيفيت شايسته‌ی خود را بيابد، هزينه‌های مادی و معنوی بسياری از دوش جامعه و مردم و مسئولان برداشته خواهد شد. » (رهبرانقلاب، ۱۹/۰۷/۹۰)