تبليغاتX
قمارباز

متن نامه سرگشاده دفتر تحكيم وحدت، بسيج دانشجويي، اتحاديه انجمن‌هاي اسلامي دانشجويان مستقل و اتحاديه جامعه اسلامي دانشجويان خطاب به هاشمي رفسنجاني، رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام

بسم الله الرحمن الرحيم
جناب آقاي هاشمي!
حديث ريزش مجاهدين صدر اسلام را پس از رحلت پيامبر بارها خوانده‌ايم و هر بار صد افسوس مي‌خوريم كه چرا افرادي همچون طلحه و زبير اينگونه به دام نفس افتادند و خانه آخرتشان را بيهوده خراب كردند.

بي‌گمان در كنكاش اين انحراف، صدها دليل و سند مي‌توان اقامه كرد اما حكايت روايتي كه مي‌گويد «زبير از ما بود تا زماني كه فرزندش بزرگ شد» اين آيه قرآن را برايمان گوشزد مي‌كند كه در مال و فرزندانتان آزمايش گنجيده است، آزمايشي كه زبير از آن ناموفق بيرون آمد و كار را تا بدانجا پيش برد كه مقابل مولاي زمانش شمشير كشيد.

برادر گرامي، آقاي هاشمي!
بي‌گمان خود حضرتعالي نيز از فعاليت‌هاي خانواده‌تان عليه نظام جمهوري اسلامي حداقل در بازه انتخابات اخير (اگر نخواهيم پرونده‌هاي سابق را ذكر كنيم) آگاه هستيد.

دختر شما فائزه در تجمع غيرقانوني 25 خرداد يكي از عوامل تحريك‌كننده مردم بود كه گويا به شما علت حضورش را خوردن ساندويج گفته بود.

ايشان در تجمع آشوبگران در روز قدس و بسياري ديگر از تجمعات به ظاهر اعتراض‌آميز كه عملا به سر دادن شعار عليه جمهوري اسلامي و ديگر آرمان‌ها تبديل مي‌شد، حضور يافته و نقش موثري در تحريك معترضين داشته است؛ اگرچه وي در يكي از اين تجمعات بازداشت و پس از 24 ساعت رهايي يافت.

آيا تاكنون فايل صوتي افاضات ايشان عليه رهبري و نظام را شنيده‌ايد كه چگونه گستاخانه هتك حيثيت مي‌كنند!؟

همسر گرامي شما، در 22 خرداد بعد از راي دادن چنين فرمودند كه «اگر موسوي راي نياورد تقلب گرديده است و مردم به خيابان‌ها بريزند».

فرزند ديگر شما محسن هاشمي كه مدير عامل مترو مي‌باشد، تلاش خود را براي پيروزي يك كانديداي خاص با استفاده از اموال بيت المال انجام داد به طوري كه Lcd ايستگاه هاي امام خميني (ره) كه به منظور پخش آگاهي در نظر گرفته شده است مدام در حال پخش موسيقي فيلم مستند انتخاباتي مير حسين موسوي و طرفداران او بود.

پسر كوچكتر شما مهدي نيز كه يكي از عوامل اصلي اين اغتشاشات بود با فعاليت‌هاي رسانه‌اي در تخريب اركان نظام، دولت، سپاه و بسيج و همچنين تجهيز اوباش براي بر هم ريختن اوضاع شهرها، پرداخت مبالغ هنگفت براي ستاد يكي از كانديداها و برداشت از بيت‌المال با اهداف سياسي و ... پرونده سياسي را از خود باقي گذاشته است.

و اما در آخرين مورد فرزند برومند ديگري از خانواده شما ياسر، در 13 آبان با لياس مبدل به تحريك اغتشاشات‌كننده‌ها براي آشوب مي‌پرداخت.

آنچه كه در ابتداي نامه خدمتتان عرض شد تاكيد بر اين نكته بود كه هيچ كدام از دوستداران انقلاب از ريزش سران انقلاب خوشحال نمي‌شوند و دوست دارند آنها را همچنان در قامت يك انقلابي ببينند.

لذا بر طبق موارد ياد شده از خانواده جنابعالي، از شما تقاضا داريم از اين اعمال زشت و موهن خانواده‌تان تبري بجوييد و به صراحت اعلام كنيد كه اگر به دليل خطاهاي نابخشودني خانواده‌تان در جفا به ملت، خودتان در معرفي ايشان به دستگاه عدالت پيش قدم مي‌شويد و آنها را به قاضي وا مي‌گذارد تا همه چيز آشكار و شفاف گردد.

آقاي هاشمي بگذاريد تاريخ نام خوشي را از شما در كتاب قطورش بنگارد و اميدواريم هر چه صريح تر اين اقدام انقلابي از طرف شما اتفاق افتد؛ پيش از آنكه دير گردد و تاريخ برخي انقلابيون صدر اسلام تكرار گردد.

 

پی نوشت:

تست هوش:

یاسر هاشمی رفسنجانی چرا روز 13 آبان بین سبزی ها در میدان هفت تير بوده؟

1- از قرص های ابطحی و عطریانفر مصرف کرده بوده و حواسش رو از دست داده بوده؟

2- رفته بوده از همون ساندویچی که فائزه  شون خرید ميکرده ، خرید کنه؟

3- دنبال کروبي میگشته تا پیام حاج آقا رو برسونه؟

4- مهدي شون از لندن پیامک زده جای من رو هم خالی کن؟

+ نوشته شده توسط محمد حسین زاده در شنبه 16 آبان1388 و ساعت 22:26 |
"وقتي سبزها در دانشگاه فردوسي فرار را برقرارترجيح دادند"




نجمع 1500نفره دانشجويان تشكل هاي دانشجوي در مقابل درب اصلي دانشگاه فردوسي مشهد دريوم ا... 13آبان برخلاف سالهاي گذشته با حاشيه هاي جالبي همراه بود. در هنگام برگزاري اين تجمع حدود300نفر از سبز پوشان با نزديك شدن به اين تجمع سعي در مخدوش كردن و ايجاد درگيري با دانشجويان را داشتند كه دانشجويان با شعار هاي مرگ بر منافق دانشجوي آشوب گر اخراج بايد گردد.دروغ گوي عمر عاص63%اينجاست از التهاب آفريني آشوب گران جلو گيري نمودند اغتشاش گران با رفتن به سمت نردهاي محافظ دانشگاه سعي در القا اغتشاش به بيرون دانشگاه بودند كه در اين هنگام با ديدن جمعيت دانشجويان انقلابي كه به سمت آنها حركت مي كردند از آن محل دور شدند. پس از آن اغتشاش گران كه هر لحظه از جمعيت آنها كاسته مي شد به سمت دانشكده دندان پزشكي حركت نمودند و به فحاشي عليه دانشجويان پرداختند. دانشجويان انقلابي كه با زدن حلقه به دور اغتشاشگران آنها را به محاصره در آورده بودند يكصدا فرياد حسين حسين شعار ماست شهادت افتخار ماست سر دادند. اغتشاش گران كه اغلب صورت خود را با نقاب پوشانده بودند در صدد فرار از وضع پيش آمده برآمدند بطوريكه فاصله دانشكده دندان پزشكي را تا درب شمالي دانشگاه مي دويدند و دانشجويان دانشگاه فردوسي با سردادن شعارهاي الله اكبر آنها را به آن سمت مي راندند. در پايان در حالي كه اقليت باقي مانده از آشوبگران در محاصره دانشجويان انقلابي قرار داشتند با تدابير مسئولين تجمع دانشجويان حامي ولايت با باز كردن راهي براي بيرون رفتن آشوبگران از حلقه محاصره دوان دوان از صحنه متواري شدند و اين در حالي بود كه همه دانشجويان فرياد دانشجوي آشوبگر اخراج بايد گردد را سر مي دادند . دانشجويان انقلابي بعد از فرار سبزها در جلوي درب ورودي دانشگاه تجمع كرده و شعار سبز فقط سبز نبي رهبر فقط سيد علي را سر دادند و با خواندن دعاي فرج حضرت ولي عصر به تجمع خويش پايان دادند.

لینک خبر: http://stubasij.um.ac.ir/

پی نوشت: دانلود فیلم های تجمع حامیان ولایت در دانشگاه فردوسی

فیلم 1
فیلم 2

فیلم 2
فیلم 4(جالب)

+ نوشته شده توسط محمد حسین زاده در چهارشنبه 13 آبان1388 و ساعت 19:1 |
بسمه تعالی

علوم انسانی و دانشگاهی که هنوز اندر خم یک کوچه است.

واقعا کار در دانشگاه با این عقاید اساتید و عامه دانشجویان سخت است. از طرفی هم می دانیم واقعا این شکلی که داره پیاده میشه جواب نخواهد داد.

امروز بچه مذهبی ها در دانشگاه ها کارهای دو چندان سختی را در پیش رو دارند. هم پرداختن به مبحث مهم و البته فراموش شده ی جنبش نرم افزاری و تولید علم مخصوصا در مباحث علوم انسانی و هم حضور فعال در عرصه اجتماع و دانشگاه برای مقابله با جنگ نرم دشمن.

حضرت روح الله:

جنگ ما جنگ عقیده است و جغرافیا و مرز نمی شناسد و ما باید در جنگ اعتقادیمان  بسیج بزرگ سربازان اسلام را در جهان به راه بیاندازیم

+ نوشته شده توسط محمد حسین زاده در سه شنبه 12 آبان1388 و ساعت 0:11 |

بسمه تعالی

استراتژی تفرقه جنبش سبز

 

هنوز با گذشت بیش از 4 ماه از انتخابات ریاست جمهوری گروهی که امروز در ادبیات سیاسی، گروه سبزها خوانده می شوند به برخی تحرکات و فعالیت ها برای القای تفرقه در بین عموم مردم و حاکمیت می نمایند. با مرور تحولات دو هفته قبل از انتخابات تا کنون شاهد افت و خیز های فراوانی در تحولات سیاسی و اجتماعی کشور بوده ایم که آشفته گی در موضع گیری خواص بیشتر از همه موجب القای بحرانی بودن فضای سیاسی کشور می نمود. این نوشتار در سه بازه زمانی آغاز  تبلیغات انتخاباتی کاندیداها تا انتخابات ریاست جمهوری، اعلام نتایج انتخابات و شروع آشوب ها تا پایان درگیری های خیابانی و دوره اخیر می پردازد

الف: تبلیغات انتخاباتی کاندیداها تا انتخابات ریاست جمهوری: اگر بخواهم بصورت نمادین تشبیه کنم، این دوران آغاز به پا خاستن گرد و غبار و فتنه بود و بازه زمانی دوم حقایق جامعه کاملا در میان گرد و غبار فتنه محو و  ناپیدا بود و بازه زمانی حال، زمان فرو نشستن گرد و غبار بود که مولای متقیان فرمودند :" فتنه‏ها آنگاه كه روي آورند با حق شباهت دارند، و چون پشت كنند حقيقت چنانكه هست، نشان داده مي‏شود، فتنه‏ها چون مي‏آيند شناخته نمي‏شوند، و چون مي‏گذرند، شناخته مي‏شوند، فتنه‏ها چون گرد بادها مي‏چرخند، از همه جا عبور مي‏كنند، در بعضي از شهرها حادثه مي‏آفرينند و از برخي شهرها مي‏گذرند."

تبلیغات انتخاباتی در این دوره هم از جهت مدت و هم از جهت حجم و تنوع بی سابقه بود. روزنامه ها، سایت ها و ماهواره ها در کنار فرصت حضور نامزدها در رسانه ملی فضایی مملو از اطلاعات و نقدها نسبت به عملکرد های دولت های مختلف به وجود آورد. در این میان مناظره احمدی نژاد با میر حسین موسوی و نامه ی هاشمی دفسنجانی به رهبر انقلاب بر احساسی شدن فضای اتنخابات بیشترین تاثیر را داشت. در این مدت مردم از خود خویشتن داری خوبی را نشان دادند ولی برخی اقدامات از قبل طراحی شده به مانند راه اندازی کمیته صیانت از آرا و القای امکان تقلب و بالا بودن رای میر حسین موسوی از محمود احمدی نژاد با هدف ایجاد پیش فرض پیروزی حتمی موسوی در افکار همسو با ایشان با زیرکی خاصی رقم می خورد. در این برهه حامیان هر دو طرف با حفظ اعتقادات و اصول خود به فعالیت می پرداختند

ب:  اعلام نتایج انتخابات و شروع آشوب ها تا پایان درگیری های خیابانی:  با اعلام نتایج انتخابات و با توجه به جهت دادن به افکار همسو ی آقای موسوی در دوره تبلیغات و اعلام زود هنگام پیروزی در انتخابات از سوی ایشان، وارد آمدن یک شکِ سیاسی به حامیان طرف مغلوب قابل پیش بینی بود. در روزهای اول بعد انتخابات و تجمع های شکل گرفته در تهران مبنی بر اعتراض به نتایج انتخابات حضور طیف وسیعی از حامیان موسوی قابل توجه است. در این میان سخنرانی رییس جمهور در یکشنبه بعد انتخابات در میان حامیان خود و شیطنت رسانه ای در پوشش ناقص به آن  بر تحریک بیشتر حامیان مردمی موسوی افزود. نقطه افتراق بین حامیان موسوی از همین دوره رقم می خورد. طیف اکثریت حامیان موسوی که شامل مردم عادی می باشند و اقلیت آنها که شامل گروهی خواص و گروهی آشوبگر هستند. از بعد از خطبه تاریخی رهبر انقلاب در جمعه بعد انتخابات حضور طیف مردمی حامیان موسوی که اکثریت آنها دلبسته به نظام جمهوری اسلامی بوده و هستند در تجمعات کم شده و قشر تندرو که بنیان های نظام را هدف اعتراضات خود قرار گرفته بود در اعتراضات نقش پررنگی را بازی میکند. در پایان این برهه  می توان گفت گرچه حامیان مردمی موسوی هنوز به او علاقه دارند ولی دلیل این اصرار نا بجای وی بر ادامه اعتراضات بعد از سخنان رهبر انقلاب و حضور پررنگ معاندین نظام د رصف اعتراضات و در کنار موسوی را درک نمی کنند

دوره اخیر: با آغاز دادگاه های رسیدگی به پرونده متخلفان حوادث بعد از انتخابات، زوایای پنهانی از اهداف و اغراض خواص سیاسی  اصلاح طلب و مخصوصا اعضای مرکزی مشارکت و مجاهدین آشکار می شود. هم زمان تلاش بسیاری برای زیر سئوال بردن اعترافات می شود ولی به خاموشی گراییدن اعتراضات از سوی اکثریت حامیان مردمی موسوی نشان از بی اثر بودن تبلیغات دورغین می دهد. در این مرحله استراتژی روشن نگه داشتن اعتراضات به هر بهانه و دلیلی برای از بین نرفتن ظرفیت ایجاد شده برای مخالفت با نظام در دستور کار سران جبهه سبز قرار می گیرد. دلیل اینکه اعلام تشکیل جبهه سبز امید می شود بدون اینکه حد و حدودی داشته باشد از آنجا ناشی می شود که بدنه مردمی حامی آنها، یعنی اکثریت 13 میلیونی خود را از همراهی با موسوی و اصلاحات کنار کشیده است. و اکنون تنها راه زنده نگه داشتن نام جبهه سبز بی مرز گذاشتن آن است. تعبیر از سروش تا گوگوش از این زاویه نگاه، تعبیر بجایی است. اکنون کسانی که به اسم جبهه سبز امید فعالیت می کنند تعلق خاطری به انقلاب نداشته، بلکه گاه دارای دشمنی های دیرینه با نظام هستند. گروهی که به این نام در خارج از کشور هستند عملاً علم برندازی نظام را برداشته اند و گروه اقلیتی که در داخل هستند به دنبال القای تفرقه در سطح عموم جامعه هستند.

حرکتی که در روز قدس در تهران از سوی این گروه انجام شد در همین راستا بود: سردادن شعارهایی بر خلاف سیاست های اصولی جمهوری اسلامی همچون" نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران" برای اعلام مخالفت با نظام و از سوی دیگر  جنگ روانی و تبلیغاتی رسانه ها در پوشش خبری این اقلیت در مقابل جمعیت میلیونی حاضر در سرتاسر کشور،برای القای تفرقه میان مردم و حکومت.

از این به بعد هم به هر بهانه ای که شده باشد شاهد اعلان مخالفت آنها با اساس جمهوری اسلامی خواهیم بود؛ چه بهانه آغاز سال تحصیلی دانشگاه ها باشد، چه تولد های دروغین کروبی و موسوی و چه فردایی به بهانه 13 آبان ، 16 آذر یا 22 بهمن.

آنچه باید تمام دلسوزان نظام اعم از خواص و رسانه ها باید توجه کنند لزوم حفظ و وحدت و یکپارچگی جامعه است. 13 میلیون رای موسوی و 24 میلیون احمدی نژاد در درجه اول رای با اساس جمهوری اسلامی بوده است، لذا نباید با گفتن ها و نگفتن های نا بجای خود به این وحدت آسیب وارد کنند. اقلیت موسوم به سبز این روزها استراتژی ایجاد تفرقه را بین مردم رقم زده است  که یا آنها را جذب کند و یا نسبت به نظام جمهوری اسلامی بی تفاوت؛ و آنچه امروز نیاز است  لزوم حفظ وحدت میان مردم است نه آنچه که امروز در جامعه به عنوان طرح وحدت ملی گفته می شود، که بحثی است انحرافی و  فرصتی است دوباره به سران تفرقه افکنان و بحثی است برای به حاشیه بردن رسیدگی به اتهامات آنها.

 

استراتژی تفرقه جنبش سبز (لینک مقاله در سایت جهان نیوز)

+ نوشته شده توسط محمد حسین زاده در چهارشنبه 6 آبان1388 و ساعت 23:14 |

بسمه تعالی

سواستفاده فرصت جویان از مراجع تقلید

در ایام انتخابات هنگامی که در فیلم انتخاباتی میرحسین موسوی، دیدارهای وی با مراجع نشان داده شده بود تا بتوانند به وی وجهه مذهبی هم بدهند و مراجع را حامیان وی جلوه دهند به دفتر چند تن از مراجع تماس گرفتم که واکنش دفتر آقایان  را نسبت به نمایش این فیلم را جویا شوم. نتیجه این شد که با واکنش سرد پاسخگوی تلفنی دفتر ایشان مواجح شدم که چه اشکالی دارد که این دیدارها نمایش داده شود. آن زمان استدلال من این بود که اصلاحاتی ها در دو جبهه شروع به فعالیت کرده اند برای جذب رای؛ اول به صورت عادی به خاطر ماهیت خود قشری که با مذهب فاصله گرفته یا در مقابل آن است را جذب می کند مانند برنامه های کمپین ها و جشن ها و ... و دوم قشر مذهبی و به اصطلاح مذهبی را با چفیه انداختن میر حسین و دیدار با مراجع.

در آن زمان موضوع را با یکی از روحانیونی که دورانی را به واسطه فعالیت خود در مباحث پاسخ گویی به مسائل شرعی با دفاتر مراجع ارتباط داشت در میان گذاشتم  و پاسخ ایشان این بود که موضع گیری های مراجع بر اساس اطلاعاتی است که به آن ها داده می شود و بعضا در دفاتر آقایان افرادی با سلیقه های سیاسی . گروهی پیدا می شوند که با اطلاع رسانی ناقص و جهت دار سعی بر تاثیر بر مواضع آقایان را دارند.

چند روز پیش که با یکی از فعالین فرهنگی در مشهد صحبت می کردم بحث به نقد فضای جامعه کشید نکته ای را ایشان متذکر شدند که از منظر من جالب بود. ایشان با بیان حوادث این چند ماهه می گفت نسبت به موضع گیری مراجع نقد دارد و برایش علامت سئوال است؛ چرا در روزهای بعد از انتخابات شاهد موضع گیری صریح مراجع نیستیم و چرا هنگامی که یک مسجد به آتش کشیده شد هیچ کس موضع گیری نکرد، هنگامی که در تظاهرات آشوبگران علناً به مقام عظمای ولایت هتاکی می شد سکوت پیشه کردند ولی در مقابل نسبت به انتساب یک فرد این چنین واکنش سریع و صریحی نشان می دهند. مگر در 4 سال گذشته با وجود مشایی چه آسیب بزرگی نصیب کشور شده است که آنقدر خطر جدی است که مراجع خود وارد میدان می شوند. از متن نامه حضرت آقا هم بر می آید که این واکنش ها و ترس از اختلاف در بین دوستداران ریاست جمهور ، باعث صدور آن دستور شده است.

در بحث وزارت زنان هم شاهد همین اتفاق هستیم در حالی که این موضوع هم یک بحث فقهی بوده و رییس جمهور بارها گفته است با ضمن احترام به مراجع در این چنین مواقعی نظر ولی فقیه را حجت می داند.

در کنار این ها ،در مقابل حوادث زشت جماعت فریب خورده روز قدس که شعار "نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران" سر می دادند شاهد عکس العمل خاصی نبودیم در حالی که در برابر موضع غلط مشایی در قبال اسراییل کار با آنجا کشید که خود رهبر انقلاب وارد شده و ضمن غلط دانستن موضع وی، خواستار پایان عکس العمل ها شدند.

نکته مهم این است که دشمنان در صدد القا اختلاف  بین مراجع و نظام هستند و در این میان، بعضی از مسائل پیش آمده فرصت را برای فرصت طلبان غرض اندوز فراهم آورده است. مثلا در همین اختلاف فقهی رویت هلال و اعلام عید سعید فطر ضد انقلاب در صدد القای ارتباط بین حوادث بعد انتخابات و این اختلاف فقهی شدند. در روزهای بعد انتخابات ضد گروهک های ضد انقلاب روزانه تعداد زیادی ایمیل ارسال می کنند که در یکی از آخرین آنها بر روی این اختلاف دست گذاشته و درخواست کرده بود بر اساس نظر آقای سیستانی دوشنبه را مردم عید بگیرند.

متاسفانه این اقدام دفتر بعضی از مراجع با رساله عملیه خود آنها هم در تعارض است. حال اینکه چه دست هایی در کارند که روحانیت و مرجعیت را از پرداختن به مسائل اساسی انقلاب بازدارد و مسائل و اختلافات عادی فقهی را که همیشه بوده است بزرگ و اغراق آمیز و مسئله اصلی جلوه دهند، ا... اعلم.

بعد التحریر اول: تناقض میان نظر برخی مراجع تقلید درباره روز عید فطر با فتاوای آنان

بعد التحریر دوم: اگر مرجع تقليدي به عيد بودن دوشنبه حكم داده، خلاف فتاواي خود اوست

بعد التحریر سوم: اگر نسبت به این نوشته نقدی هست خوشحال می شوم بخوانم.

 

  

+ نوشته شده توسط محمد حسین زاده در چهارشنبه 1 مهر1388 و ساعت 17:42 |

بسمه تعالی

روحانیت سکولار

از آغاز اسلام تا کنون روحانیت به عنوان حافظ و مبلغ دین فراز و نشیب های بسیاری را طی نموده است. گاه گروه های مختلف از روحانیت در مقابل هم موضع گیری می کردند. گاه مردم با آنها همراهی می کردند و اتفاقات عظیمی را در صحنه تحولات سیاسی اجتماعی جامعه رقم می زدند و گاه مردم پا پس می کشیدند و روحانیت منزوی می شد.

در این نوشتار بر آنیم تا به بررسی حرکت های گروهی از روحانیون بپردازیم که با روند کلی حرکت روحانیت در انحراف بوده  است.

رسوخ تفکر سکولاریستی در جامعه ایرانی و اسلامی ما به صورت مشهود که با فشار و زور همراه بود از سوی رضاخان پیگیری شد. رضاخان با الگوبرداری از آتاتورک در صدد برآمد جامعه دینی ایران را به سرعت به سمت جامعه ای لائیک سوق دهد. کشف حجاب، منع عزاداری سید الشهدا و منع پوشیدن لباس روحانیت از اقدامات وی بود که با زور سرنیزه آن را پیگیری می کرد. اما در واقع فرهنگ سکولاریستی در جامعه ایران همزمان با برگشت دانشجویان ایرانی از فرنگ برگشته رسوخ کرد. آنها که با مارک روشنفکری در صدد اصلاح ساختار حکومتی ایران برآمدند.

مشروطه خواهان عمدتا از این گروه بودند و هر چند در اوایل نهضت مشروطه روحانیت حضوری فعال داشت و شیخ فضل الله نوری با همت خویش توانست برای جلوگیری از انحراف مجلس مشروطه حضور چند فقیه را در مجلس فراهم کند ولی غلبه تفکر غربی در مشروطه خواهان شیخ را بر سر دار کشاند که در اولین تقابل روحانیت اصیل و منورالفکرها، روحانیت به جرم دفاع از دین بر سر دار رود.

کم کم با پر رنگ شدن حضور فرهنگ سکولاریستی، این معنا در جامعه ترویج شد که دین از سیاست جداست و به این عنوان حوزه مسئولیت روحانیت بیان احکام آن هم احکام فردی شد . در این بین حضور ستاره ای چون امام راحل در بین روحانیت از رسوخ این پدیده در عمق حوزه ها جلوگیری کرد.رژیم پهلوی آن هنگام که دید به این راحتی نمی توان روحانیت را کنار بگذارد با گروهی که امام آنها را آخوند درباری می نامید رابطه برقرار کرد. امام در کتاب ولایت فقیه خود راجع به اینها میفرمایند: "باید جوانهای ما عمامه اینها را بردارند.عمامه این آخوندهایی که با نام فقهای اسلام ، به اسم علمای اسلام ، اسن طور مفسده  در جامعه مسلمین ایجاد میکنند باید برداشته شود."(1)

امام در آغاز حرکت انقلابی خود با این گروه ها مواجهه بودند که در سال آخر عمر شریفشان در منشور روحانیت در مورد آنها نوشتند:" آنقدر كه اسلام از اين مقدسين روحانى نما ضربه خورده است، از هيچ قشر ديگر نخورده است و نمونه بارز آن مظلوميت و غربت اميرالمؤمنين- عليه السلام- كه در تاريخ روشن است. بگذارم و بگذرم و ذائقه‏ها را بيش از اين تلخ نكنم. ولى طلاب جوان بايد بدانند كه پرونده تفكر اين گروه همچنان باز است و شيوه مقدس مآبى و دين فروشى عوض شده است. شكست خوردگان ديروز، سياست بازان امروز شده‏اند. آنها كه به خود اجازه ورود در امور سياست را نمى‏دادند، پشتيبان كسانى شدند كه تا براندازى نظام و كودتا جلو رفته بودند. غائله قم و تبريز (2) با هماهنگى چپيها و سلطنت طلبان و تجزيه طلبان كردستان تنها يك نمونه است كه مى‏توانيم ابراز كنيم كه در آن حادثه ناكام شدند ولى دست برنداشتند و از كودتاى نوژه  سر در آوردند، باز خدا رسوايشان‏ ساخت. دسته‏اى ديگر از روحانى نماهايى كه قبل از انقلاب دين را از سياست جدا مى‏دانستند و سر به آستانه دربار مى‏ساييدند، يكمرتبه متدين شده و به روحانيون عزيز و شريفى كه براى اسلام آنهمه زجر و آوارگى و زندان و تبعيد كشيدند تهمت وهابيت و بدتر از وهابيت زدند. ديروز مقدس نماهاى بيشعور مى‏گفتند دين از سياست جداست و مبارزه با شاه حرام است، امروز مى‏گويند مسئولين نظام كمونيست شده‏اند! تا ديروز مشروب فروشى و فساد و فحشا و فسق و حكومت ظالمان براى ظهور امام زمان- ارواحنا فداه- را مفيد و راهگشا مى‏دانستند، امروز از اينكه در گوشه‏اى خلاف شرعى كه هرگز خواست مسئولين نيست رخ مى‏دهد، فرياد «وا اسلاما» سر مى‏دهند! ديروز «حجتيه‏اى» ها مبارزه را حرام كرده بودند و در بحبوحه مبارزات تمام تلاش خود را نمودند تا اعتصاب چراغانى نيمه شعبان را به نفع شاه بشكنند، امروز انقلابيتر از انقلابيون شده‏اند! «ولايتى» هاى ديروز كه در سكوت و تحجر خود آبروى اسلام و مسلمين را ريخته‏اند، و در عمل پشت پيامبر و اهل بيت عصمت و طهارت را شكسته‏اند و عنوان ولايت برايشان جز تكسب و تعيش نبوده است، امروز خود را بانى و وارث ولايت نموده و حسرت ولايت دوران شاه را مى‏خورند! راستى اتهام امريكايى و روسى و التقاطى، اتهام حلال كردن حرامها و حرام كردن حلالها، اتهام كشتن زنان آبستن و حِليّت قمار و موسيقى از چه كسانى صادر مى‏شود؟ از آدمهاى لامذهب يا از مقدس نماهاى متحجر و بيشعور؟! فرياد تحريم نبرد با دشمنان خدا و به سخره گرفتن فرهنگ شهادت و شهيدان و اظهار طعنها و كنايه‏ها نسبت به مشروعيت نظام كار كيست؟ كار عوام يا خواص؟ خواص از چه گروهى؟ از به ظاهر معممين يا غير آن؟ بگذريم كه حرف بسيار است. همه اينها نتيجه نفوذ بيگانگان در جايگاه و در فرهنگ حوزه‏هاست، و برخورد واقعى هم با اين خطرات بسيار مشكل و پيچيده است."(3)

اتفاقی که در صفوف روحانیت پیش آمده بود همانی بود که  شریعتی خطر آن را تحت عنوان تشیع علوی و تشیع صفوی هشدار  داده بود هرچند در بیان مصداق گاه اشتباه می کرد.

امام بارها این خطر را در بعد از انقلاب با بیان اسلام آمریکایی عنوان کردند که در مقابل اسلام ناب ایستاده است.

در  دهه اول انقلاب ، شریعتمداری با عنوان یکی از روحانیون این دسته، با لو رفتن عملیات کودتای حامیانش منزوی شد و در پایان دهه اول انقلاب هم منتظری به آن دسته پیوست.

نکته مهم در این موضوع ، آنست که در طول زمان، گروهی از روحانیت که زمانی د ر صف روحانیون انقلابی قرار داشتند با فاصله گرفتن از خط مشی خود، در مسیری صد و هشتاد درجه ای از گذشته خود قرار می گرند.

رهبر معظم انقلاب دلیل حرکت نفاق گونه این گروه را اینچنین عنوان کرده اند: "كساني هستند كه جزو مؤمنين بودند و اول كار مطلقا هيچ نشانه اي از نفاق در آنها وجود نداشت، ليكن بمرور دچار عوارضي شدند. اين عوارض، كار دست آنها داد. درست مثل اين است كه جسم سالمي، يك زخم كوچك به وجود مي آيد، بعد بي مراقبتي مي كنند، اين زخم كوچك- درانگشت او ، درپاي او، در بدن او- چرك مي كند؛ بي اعتنايي مي كنند، اين چرك زياد مي شود؛ بي اعتنايي مي كنند، تبديل مي شود به اين كه بايد اين انگشت را ببرند؛ بي اعتنايي مي كنند، بتدريج بالاتر مي آيد، دست را مي گيرد و پيش مي رود. همه چيز از خراش كوچكي شروع شد. درجامعه اسلامي زمان پيغمبر، اين حادثه پيش آمد اينها ربطي به آن منافقين دسته اول ندارند، آنچه دراينها پديد آمد- از لحاظ حقيقت - غير از آن چيزي نيست كه درآن منافقين صدر اول پديد آمد. آنهاهم به همان بليه دچار شدند، اينها هم به همان بليه؛ اما آنها از اول جبهه دشمني با اسلام گرفتند. اين دسته دوم كساني هستند كه با پيغمبر، با حركت اسلامي و با آن انقلاب عظيم، هيچ دشمني نداشتند، دوست هم بودند؛ احيانا در جنگهايي هم شركت كردند، در حوادث بزرگي هم بودند، اما يك خراش كوچكي پيش آمد، آن را علاج نكردند."(4)

 

در دهه دوم و سوم بعد از انقلاب نفوذ تفکرات غربی در بین گروهی از روحانیون، به ایجاد طبقه ای روشنفکر که لباس روحانیت بر تن داشتند در کشور  شد. محسن کدیور و اشکوری را میتوان از این طبقه نامید. در طول این سالها دیگر به مانند قبل از انقلاب روحانیون غرب زده تحت تاثیر تفکرات سکولاریستیِ معتقد به جدایی دین از سیاست، پای خود را از سیاست بیرون نکشیدند و به تقبیح سیاست نپرداختند بلکه این بار دین را محدود کردند و خود با این که لباس روحانیت بر تن داشتند مسند ها ی سیاسی را اشغال کردند.

سید محمد خاتمی که جز گروه اخیر است متقد بود آنجا که بین آزادی و دین تضاد به وجود آید، آنکه محدود می شود دین است و نه آزادی. تفکرات این گروه از روحانیون گرچه با گذشته آنها در تضادی اشکار است ولی با استقبال غربی ها مواجه شده است. تساهل و تسامح در امور دینی، تعریف دین بر اساس حقوق بشر دیکته شده نظام سکولاریستی و تجربه دینی دانستن وحی و زمینی کردن نبوت از  نظریه های تجددمآبانه این قشر است.

طرح گفتگوی تمدنهای خاتمی هم به این دلیل مورد استقبال جهان غرب قرار گرفت که در چارچوب نظریه های آنها بود. در تفکرات این دسته عاشورا، نتیجه کدورت های خانوادگی قریشیان و کینه های جنگ های صدر اسلام است و شهادت طلبان، خشونت طلبند.

عملیات استشهادی از سوی اینان مورد تقبیح است . کونواسیون منع تبیض علیه زنان که بندهای آن در تعارض صریح با مبانی مسلم اسلامی است مورد حمایت آنهاست.

در واقع می توان گفت، روحانیت سکولار  در سیاست حضوری فعال دارد ولی به جد به دنبال محدود کردن  نقش تفکرات وحیانی در اجتماع و جایگزینی تفکرات اومانیستی به جای آن است. همان امری که سالها پیش توسط علمای مسیحی انجام شد و دین محدود شد در حوزه فردی و یکشنبه ها در کلیسا.

-----------------------------------------------------------------------

(1)- کتاب ولایت فقیه، امام خمینی(ره)، صفحه 136

(2)- در سال 1358 طرفداران حزب نوظهور «خلق مسلمان» به بهانه دفاع از آقاى شريعتمدارى، در شهر قم و تبريز دست به آشوب و بلوا زدند ولى با هوشيارى مردم غيور و مسلمان آذربايجان و قم اين توطئه خنثى و حزب مذكور منحل و غير قانونى اعلام گرديد.

(3)- پيام (منشور روحانيت) [به روحانيون، مراجع، مدرسين، طلاب و ائمه جمعه وجماعات (منشور روحانيت)]                        صحيفه امام، ج‏21، ص: 273

(4)- بيانات مقام معظم رهبري در جمع سپاهيان و بسيجيان لشگر 10 سيدالشهداء در مهرماه 1377،روزنامه کیهان، 1/6/88

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط محمد حسین زاده در سه شنبه 10 شهریور1388 و ساعت 20:30 |
بسم الله

رمضان آمد و من هنوز گرفتار خویشتن خویشم

 

دلت را خانة ما كن مصفاكردنش با من

بيا درد دل افشا كن مداوا كردنش بامن

بياور قطرة اشكي كه من هستم خريدارش

بياور قطره اي اخلاص دريا كردنش با من

اگر گم كرده اي اي دل كليد استجابت را

بيا يك لحظه با ما باش پيدا كردنش با من

اگر درها به رويت بسته شد دل برمكن باز آ

درِ اين خانه دق الباب كن وا كردنش با من

به ما گو حاجت خود را اجابت ميكنم آني

طلب كن آنچه را خواهي مهيا كردنش با من

بيا قبل از وقوع مرگ روشن كن حسابت را

بياور نيك و بد را جمع ومنها كردنش با من

اگرعمري گنه كردي مشو نوميد از رحمت

تو نام توبه را بنويس امضا كردنش با من

ژوليدة نيشابوري

 

+ نوشته شده توسط محمد حسین زاده در جمعه 30 مرداد1388 و ساعت 21:25 |

بسم الله

پس لرزه های اعترافات چند اصلاح طلب

روز شنبه 10 مرداد ماه اولین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات عوامل اصلی آشوب های بعد انتخابات با اعترافات دو تن از چهره های شناخته شده اصلاح طلبان همراه بود. محمد علی ابطحی رییس دفتر رییس جمهور سابق،سید  محمد خاتمی، و محمد عطریانفر رییس شورای شهر اول تهران در دوران اصلاحات و از چهره های جنجالی  مطبوعاتی کشور با اعتراف نسبت به برنامه از قبل پیش بینی شده نسبت با ایجاد شبهه در انتخابات پرده از سناریوی اصلاح طلبان مبنی بر انتقام از احمدی نژاد و مقام معظم رهبری برداشتند. این روزها خبر اول رسانه های داخلی و خارجی به این اعترافات و مسائل پیرامون آن اختصاص دارد که توجه به سیر این تحولات ضروری می نماید.

دادگاه های جنجالی و اعترافات تکان دهنده گذشته

در طول سی سال عمر انقلاب اسلامی این دادگاه و این اعترافات برای اولین بار نیست که جنجالی شده است. دادگاه های رسیدگی به اتهامات سران رژیم پهلوی و عناصر گروهک منافقین و فرقان و پخش اعترافات آنها در سالهای اول انقلاب جز خاطراتی است که از ذهن ایرانیها بیرون نخواهد رفت. مشهود بودن خیانت های سازمان مجاهدین خلق به سرکردگی مسعود رجوی و ترور مسئولین لشگری و کشوری  همچون شهیدان بهشتی ، رجایی و باهنر احساسات مردم را جریحه دار کرده بود و اجرای احکام مجازات اسلامی برای قاتلان فرزندان ملت مرهمی بود بر داغ های بزرگ اول انقلاب.

افشای طرح ترور حضرت امام از سوی صادق قطب زاده با همکاری آیت الله شریعتمداری هم یکی دیگر از دادگاه های پر سر و صدای دهه اول انقلاب بود. پخش اعترافات آیت الله شریعتمداری از صدا و سیما شُک بزرگی بود به جامعه، که این خطر را نمایان می کرد که جریان نفاق تا به کجا می تواند نفوذ کند و یک مرجع تقلید را از عرش به فرش بکشاند.

شاید بزرگترین و البته پرحاشیه و پرهزینه ترین دادگاه دهه اول انقلاب اسلامی رسیدگی به اتهامات مهدی هاشمی از نزدیکان آیت الله منتظری، قائم مقام وقت رهبری بود. مهدی هاشمی در اعترافات خود که از صدا و سیما هم پخش شد به فعالیت های ترور و قتل چهره های دینی  و انقلابی در قبل و بعد از انقلاب پرده برداشت و بیت منتظری را کانون این فعالیت ها به سرکردگی خود معرفی کرد. منتظری در آن دوره با مقاومت در مقابل این اعترافات با اعدام مهدی هاشمی مخالفت می کرد  . عدم قبول حقیقت و عملی کردن توصیه های امام راحل مبنی بر پاکسازی بیت خود از عوامل دشمن همه باعث سقوط منتظری و نامه عتاب آلود و دردمندانه 6/1/68 ایشان شد . برخورد قاطع با باند مهدی هاشمی گرچه در سالهای بعد از آن برای نظام جمهوری اسلامی با هزینه هایی روبه رو بود و با کارشکنی های بقایای این باند همراه شد ولی نشان داد که جمهوری اسلامی در مقابل کسانی که بخواهند در حرکت اصیل انقلابی مردم انحراف ایجاد کنند تعارفی ندارد و سر سختانه برخورد خواهد کرد.

اما امروز

بعد از حماسه غرور آفرین 22 خرداد امسال که با حضور 40 میلیونی مردم چشم جهانیان را خیره کرده بود، اتفاقاتی پیش آمد که در صدد تلخ کردن کام مردم از این پیروزی فعالیت می کردند. گرچه از ماه ها قبل برای تحلیل گران مشخص بود که روندی که از سوی اصلاح طلبان در ایران طی می شود منطبق بر الگوهای خارجی انقلابات نرم موسوم به رنگی یا مخملی بوده است اما تا زمان برگزاری انتخابات و حوادث بعد از آن این امر با انکار سران این جبهه مواجهه می شد. حتی بعضی از شخصیتها و گروهها که خود را اصولگرا و ارزشی در خط رهبری معرفی می کنند هم حاضر به قبول این واقعیت نبودند که اتفاقی که در کشور در حال جریان بود همان انقلاب رنگی است که این بار رنگ سبز را برای برندازی نرم جمهوری اسلامی برگزیده است. جالب تر آنکه حتی بعد از تصریح رهبر انقلاب به دنبال کردن پروژه انقلاب رنگی در ایران از سوی دشمن در نماز جمعه تاریخی بعد انتخابات ،باز هم بعضی کام در دهان فرو گرفته و حاضر به قبول آن نبودند.

و حال اعترافات ابطحی و عطریانفر آب پاکی بود بر توهمات اصلاح طلبان و گروه های به ظاهر اصولگرایی که در این انتخابات با هدف مشترک حذف احمدی نژاد از صحنه سیاسی کشور خواسته یا ناخواسته در جهت اجرایی شدن پروژه انقلاب رنگی قدم برداشتند.

اصلاحات در برزخ تصمیم گیری

پس لرزه اول خیانت سران اصلاحات به کشور و مردم توسط امیر حسین مهدوی عضو مرکزی سازمان مجاهدین رقم خورد که اگر چه قابل تامل بود ولی به دلیل عدم شناخت چهره اثرگذار نبود ولی این بار در یک دادگاه رسمی دو چهره برجسته که یکی منتسب به خاتمی و دیگری به هاشمی بوده ا ست پرده از حقایقی برمی دارند که جبهه اصلاحات را با بحران هویت روبه رو کرده است. اصلاح طلبان یا باید همان طور که خود ابطحی و عطریانفر اذعان کردندن شهامت به  خرج دهند و به مردم حقایق را بگویند و کلاه خود را با خدای خود قاضی کنند که حفظ نظام از اوجب واجبات است و برای منافع و تمایات نفسانی و جناحی نباید به آن آسیبی وارد کرد و یا همان کار همیشگی خود و حرکت در همین مسیر سقوط خود را طی کنند و فرار به جلو نمایند و بار دیگر همسو با رسانه های غربی با زیر سئوال بردن اعترافات به مخدوش نمودن افکار عمومی بپردازند. عکس العمل های سران اصلاحات مبنی بر تحت شکنجه بودن و خوراندن قرص به متهمان برای اعتراف گیری با زور با عکس العمل ابطحی و عطریانفر مواجهه شد که قویاً این مطالب را رد کردند. این که چگونه می شود شخصیتهای رادیکالی همچون ابطحی و عطریانفر اینچنین در موضع خود چرخش داشته باشند جای بحث و بررسی دارد و لی چند احتمال می توان بیان کرد از جمله اینکه اسناد انکار ناپذیری از ایشان در دست قوه قضاییه قرار دارد که جای هرگونه حاشا را از ایشان گرفته است لذا به این نتیجه رسیده اند خود اعتراف کنند و یا اینکه به این نتیجه رسیده اند که در جمهوری اسلامی امکان انقلابات رنگی وجود ندارد، یعنی آن نکته رهبری مبنی بر اینکه احمق ها فکر کرده اند در ایران هم میتوانند انقلاب رنگی کنند ولی هنوز مردم و کشور را نشناخته اند را با گوشت و خون درک کرده اند و دیگر تمام آرزوهای خود را بر باد رفته می بینند و شکست را پذیرفته اند و آخر با یک احتمال خوش بینانه آنها گرچه با احمدی نژاد مشکل داشتند ولی چارچوب نظام را قبول داشته و قائل به تغییر آن نبودند و نا خواسته خود مهره ای شده بودند در پازل دشمن که حال از عملکرد خویش پشیمانند. آنچه مشخص است با اعترافات جنجالی این دو تن،  اصلاحات در برزخی سخت گرفتار آمده است. شهامت بیان حقایق گرچه باعث می شود آن ها از کارزار سیاست ایران دور بمانند ولی در چاچوب نظام اسلامی باقی خواهند ماند ولی فرار به جلو و  اصرار بر راه انحرافی ناچار به حذف دائمی ایشان از سیاست شده و تبدیل به گروهکی سوخته همچون منافقین میشود.

رسالت سنگین قوه قضاییه

گرچه جسارت قوه قضاییه در برخورد   با متهمان سرشناسی همچون ابطحی، رمضان زاده، تاج زاده، میردامادی، امین زاده ،  بهزاد نبوی و عطریانفر در خور قدردانی است ولی این اول راه است. خیلی از ابهامات در اذهان جامعه وجود دارد که با کمک رسانه های داخلی و خارجی خط نفاق در جامعه ریشه دوانیده است و رفع شبهه ها فقط با شفافیت اطلاعات و نامحرم ندانستن مردم امکان پذیر است. به فرموده رهبر انقلاب ما در جمهوری اسلامی اندرونی  و بیرونی نداریم و لذاست از کمترین این اقدامات پخش زنده دادگاه این متهمان است. از طرف دیگر در جریان اعترافات اقایان ابطحی و عطریانفر مسائلی در مورد آقایان هاشمی و خاتمی و موسوی مطرح شده است که قوه قضاییه برای این که نشان دهد همه در برابر قانون یکسان هستند و مردم را نامحرم نمی داند به شفاف سازی موارد مطرح شده در مورد این آقایان و فرزندان آن ها بپردازد.

متاسفانه عملکرد خائنانه سران اصلاحات در ایام بعد از انتخابات منجر به آشوب های خیابانی و کشته و مجروح شدن شهروندان و آسیب رسانی به اموال عمومی و خصوصی مردم شد و جدای از برخوردی که قوه قضایی باید با عوامل میدانی این اغتشاشات،یعنی به همان اصلاح شعبان بی مخ ها، بکند باید شدیدتر با عوامل طراح و پشت پرده که ساماندهی و جهت دهی این اغتشاشات را برعهده داشتند بکند و مراعات جایگاه و مقام احدی را ننماید.

کارزار امتحان نخبگان سیاسی

واکنش رسانه ها به این اعترافات هم در خور توجه است. گروهی با پوشش وسیع اطلاع رسانی به این موضوع پراخته اند و گروهی به تکذیب این اعترافات. اما در این میان دسته سومی همچون سایت تابناکِ محسن رضایی و سایت فردای قالیباف با پوشش معمولی این اعترافات سعی دارند که خود را از پس لرزه های این مسئله دور نگه دارند ؛چرا که منافع خود را در مواردی با اصلاح طلبان هم سو می بینند ولذاست که  این مواضع غیر شفاف چند هفته گذشته حکایت یکی به نعل و یکی به میخ را دنبال می کند.

 ایام بعد انتخابات معرکه سخت امتحان نخبگان سیاسی کشور بود. گروهی از اصلاح طلبان که از ماه ها قبل از انتخابات در این امتحان رفوزه شده بودند و الان البته نتایج آنها نمایان شده است و در پیشگاه ملت قرار گرفته است و گروهی هم از اصولگرایان در این امتحان لنگ می زنند و در آستانه رفوزه گی قرار گرفته اند. و این عدم قبولی همان طور که رهبر انقلاب فرمودند به این معنا نیست که فرصت دیگری فراهم می شود که دوباره امتحان دهند بلکه سقوط است.

 بعدالتحریر اول:این مطلب برمیگردد به همان ایام دادگاه ولی با کمی تاخیر روی وبلاگ قرار دادم

+ نوشته شده توسط محمد حسین زاده در دوشنبه 26 مرداد1388 و ساعت 21:45 |
به نام او

برای امشب

نیمه ماه شعبان المعظم

ماه به نیمه رسیده است ولی هنوز ماه امامت کامل نشده است

و ما در این روزمرگی خود را فراموش کرده ایم چه رسد به او.

مگر که او نگاهی کند!

بعد التحریر:

دو رباعی از جلیل صفر بیگی به مناسبت امشب:

هم چاه سر راه تو بايد بكنيم

هم اينكه از انتظار تو دم بزنيم

اين نامه ي چندم است كه مي خواني

داريم ركورد كوفه را مي شكنيم

---------------------------------------------------------

هر چند كه خسته ايم از اين حال نيا!

شرمنده! اگر ندارد اشكال نيا!

ما خط تمام نامه هامان كوفي است

آقاي گلم زبان من لال نيا!

+ نوشته شده توسط محمد حسین زاده در جمعه 16 مرداد1388 و ساعت 1:36 |

بسم الله

بالاخره انتظارها به پایان رسید و مراسم تنفیذ امروز برگزار شد، حضور برخی چهره ها با عدم حضور بعضی دیگر از چهره ها جالب بود. فکرش هم نمی کردم که یک روزی افشین قطبی و شریفی نیا و عمو پورنگ رو در حسینیه امام ببینم!!!

از طرفی نبودِ هاشمی و خاتمی مژده به کناره رفتن ایشان را از عرصه سیاست میدهد. از قرار به خاطر ابطحی چند شب است خواب راحت نداشته اند.

سخنان آقا و حکم تنفیذشان پر از نکات در خور توجه بود از جمله اونها:

-        دشمنان معاندی که دست از دشمنی در این چهار سال هم بر نخواهند داشت که با نگاهی به سایت های داخلی و خارجی این جریان در مورد شایعه پراکنی جدیدشان در مورد نبوسیدن دست آقا شاهد آن هستیم

-        مسجد ضراری که امروز مخالفان انقلاب علم کرده اند که از مصداق های آن می توان به پارچه سبز، تکبیر بر پشت بام ها و نماز جمعه اولی ها نام برد

-        مردود شدن برخی خواص در امتحانات اخیر؛ که مصادیق این افراد همان کسانی بودند که در مراسم تنفیذ شرکت نکرده بودند و در این مدت به توصیه های رهبر انقلاب عمل نکردند و مردود شدن آنها به فرموده خود آقا در عید مبعث یعنی سقوط!

-        آقا فرمودند عده ای از روی غرض و یا غفلت اعتماد مردم را به نظام زیر سئوال می برند و این خود جوابی بود به نماز جمعه هاشمی که ادعای بی اساس تردید در مردم را بیان کرد.

-        رهبر انقلاب حضور دشمن در تحولات اخیر را اطلاع دانستند نه تحلیل؛ یعنی قطعی است و شبهه ای در آن نیست!

-        و از همه دلنشین تر برای من آن قسمت حکم تنفیذ بود که آقا فرموده بودند رای به احمدی نژاد رأى به گفتمان پربركت و عزتمدار انقلاب اسلامى است؛ رأى به استكبارستيزى و ايستادگى شجاعانه در برابر سلطه‏طلبان بين‏المللى است؛ رأى به مبارزه با فقر و فساد و تبعيض و مبارزه با اشرافيگرى است؛ رأى به ساده‏زيستى و نزديكى با مردم و غمگسارى از ضعيفان و مستضعفان است؛ رأى به كار و تلاشِ بى‏وقفه و خستگى‏ناپذير است.

-        آخر هم اینکه آقا، دکتر را شجاع و سختكوش و هوشمند دانستند، نکته هم در این است که تا کور شود هر آنکه نتواند دید!

ان شالله این چهار سال مایه خیر و برکت برای مردم باشد.

 

بعدالتحریر یک: مطلب جواد آقای  زارع گرچه با ظاهر طنز است ولی خط بطلانی است بر ادعا های اخیر اصلاح طلبان در مورد ابطحی اینجا

بعد اتحریر دوم: دوستان در مورد آقای ابطحی کامنت هایی گذاشتند که مطلبی در مورد آن نوشتم که ان شالله ظرف چند روز آینده روی وبلاگ می گذارم

بعد التحریر سوم: مطلب حاج حسین شریعتمداری در مورد اعترافات ابطحی و عطریانفر جالب است و خواندنی آمپول سحر آميز

 

+ نوشته شده توسط محمد حسین زاده در سه شنبه 13 مرداد1388 و ساعت 0:10 |