تبليغاتX
قمارباز
هوالحبیب
برق طلا غافلمان نکند !!!


در دوران اول انقلاب و مخصوصا در طول جنگ تحمیلی، شیعیانی که در کشورهای همسایه ایران بودند به جرم دوست داشتن امام و ایران به شدت از سوی حاکمان خود در فشار و اذیت و آزار بودند.
 
شیعیان عراق و عربستان از جمله این گروه ها بودند که گاهی این اظهار محبت مجازات های سنگینی همچون زندان را در پی داشت که البته این فقط اظهار محبت بود و گرنه که همراهی و تبلیغ آرمان های انقلاب اسلامی برابر بود با شهادت.

این مقدمه ی کوتاه که احتمالا هر کسی هم برایش مصداق هایی از دوستان و آشنایان دور یا نزدیک دارد و یا در کتاب های خاطرات آن دوران شنیده است ذکر شد تا حال و هوای امروزی که آن برادران دینی مان به آن دچار اند بیشتر قابل لمس باشد.

در شروع بیداری اسلامی در تونس و مصر، این عربستان بود که بعنوان پناهگاه دیکتاتورها در منطقه شناخته می شد و در ادامه با تحریک سلفی ها و گروه های تروریستی در صدد ایجاد هرج و مرج در کشورهای عراق و سوریه نمود و در کنار این با اعزام نیروی نظامی به بحرین به کشتار شیعیان پرداخت.
 
عربستان در کنار تمام اقداماتش پروژه ای دیگر را با همکاری آمریکایی ها شروع کرد اول تهمت به ایران برای انجام عملیات تروریستی در آمریکا و دوم همراهی با غرب برای تحریم نفتی ایران.

اما حاکمان مزدور و مستبد عربستان که سال ها در کشورشان با سرکوب و ایجاد فضای امنیتی از بیان کوچکترین نقدها و اعتراضات جلوگیری می کردند امروز با تظاهرات گسترده شیعیان قطیف و احصا رو به رو شدند، امری که در سال های گذشته هیچ وقت شاهد آن نبودیم.
 
تظاهرات های مقطعی و گروه گروه عربستانی ها امروز با تقدیم کردن چند شهید بسیار پربارتر شده است و در قالب تجمعات گسترده و بزرگ انجام می شود.
 
شیعیان عربستان با شعار «هیات من الذله» به خیابان ها آمدند و روزهای سخت و دشواری را در پیش خواهند داشت، هر چند به فضل الهی راهی که با خون شهید رنگین شود سرانجامش نصرت و پیروزی است.

مردم بحرین هم این روزها تعداد شهدای بیشتری را نثار انقلاب اسلامی شان کرده اند و همگامی و هم زبانی برادرانشان در قطیف و احصا که از لحاظ مسافت کیلومتری فاصله چندانی با آنها ندارند، پشتشان را گرم کرده است.

واقعیت این است که دنیای امروز و دهکده جهانی آمریکایی ها، نظام دروغ و نیرنگی بیش نیست! سوریه با آن پشتوانه عظیم مردمی از سوی اروپایی ها و آمریکایی ها در شدیدترین تحریم ها قرار می گیرد و اتحادیه کذایی عرب ناظر می فرستاد و برای مردم آن تعیین تکلیف می کند!

تمام دوربین های خبری دنیا بر روی سوریه قفل شده است و گرگ صفتان آل سعود و آل خلیفه در عربستان  و بحرین دست به هر جنایتی می زنند! قطر و ترکیه هم برای گرفتن امتیازهای بیشتر از غربی ها بر سر خون و عزت و آبروی مسلمانان منطقه معامله می کنند!

سوال اصلی این است که چرا کسی فریاد نمی زند؟

غرب این روزها با تشدید فشارهای بین المللی بر ایران می خواهد که تمرکز ایران را بر تحولات منطقه مخصوصا در عراق، سوریه، بحرین و عربستان به هم بزند که لااقل اگر نتوانست ایران را به عنوان محور اصلی مقاومت و بیداری اسلامی در مقابل جبهه ی استکبار غربی و جبهه ی نفاق و اسلامِ آمریکاییِ مدل عربی و مدل ترکی به زانو در آورد، حداقل حامیان تفکر انقلاب اسلامی ایران را با زور سرکوب کند!

واقعیت این است که دستگاه تبلیغاتی استکبار تا زمانی که حاکمان ملعون بحرین و عربستان آنها را همراهی می کنند هیچ وقت به وقایع و تحولات آن کشورها  نخواهد پرداخت و همچنان مردم این دو کشور مظلومانه و غریبانه به شهادت می رسند و سازمان های حقوق بیشتر دلشان برای کشته های دروغین سوریه می سوزد و برای آن زن زندانی ایرانی که به دلیل قتل شوهرش به اعدام محکوم شده است، نه آن کودک پنج روزه بحرینی که بر اثر استنشاق گازهای سمی به شهادت رسید!

ما و بازی سکه و ارز !!!

خدا نکند مردم ایران در میان بالا و پایین رفتن قیمت طلا و سکه از همسایگان خود غافل شوند، امروز برادرانمان در بحرین و عربستان هیچ یار و یاوری در سطح جهان ندارند که هیچ، بلکه زورگویان و قاتلان حرفه ای بین المللی با حاکمان آنها همراهی می کنند در جهت سرکوبشان.
 
خدا نکند اتفاقی که سال ها پیش در انتفاضه شیعیان عراق افتاد و صدام حسین با چراغ سبز آمریکایی ها شیعیان را قتل عام کرد و حتی حرمت حرم سیدالشهدا را هم نگه نداشت و در کنار ضریح مطهرش شیعیان را به خاک و خون کشید تکرار شود.

کم کاری دستگاه سیاست خارجه دلیلی بر سکوت مردم نمی شود، حوزه و دانشگاه باید فریاد اعتراض خود را به گوش سازمان های دروغین بین المللی حقوق بشر برسانند و دل مردم مظلوم بحرین و عربستان را با حضور خودشان در میدان و اعلام حمایت از آنها گرم کنند.
 
22 بهمن امسال فرصتی برای اعلام همبستگی سراسری مردم ایران اسلامی با آنهاست، جدای از اینکه وظایف دانشجویان و طلاب بسیار فراتر از این است.

+ نوشته شده توسط محمد حسین زاده در شنبه 8 بهمن1390 و ساعت 9:51 |

هو الحبیب

حاشیه ای بر نوع اعتراضات به حسین علایی و عماد افروغ به عنوان ضد ولایت فقیه

این چند روزه صحبت ها و سخنانی از سوی بعضی از خواص کشور انجام شده است که فرصت را برای موج سواری ضد انقلاب در خارج از کشور فراهم آورده است و در داخل هم اعتراضات مردمی و رسانه ها را به آن اظهار نظرات در پی داشته است.

منظورم به صورت خاص برمی گردد به مقاله آقای حسین علایی در روزنامه اطلاعات و صحبت های دکتر عماد افروغ در برنامه پارک ملت. در ابتدا باید عنوان کنم که نگارنده بر صحبت های و رفتار های کسانی که از آنها نامبرده شده انتقاداتی داشته و بسیاری از انتقاداتی را که از سوی نیروهای ارزشی و انقلابی کشور به عملکرد آنها در جریان فتنه 88 گرفته می شود را وارد می دانم. اما آنچه قرار است در این مطلب به آن پرداخته شود نقد رفتار گروهی از به ظاهر دلسوزان انقلاب است در برخورد با رفتار های بعضی از سیاسیون و نه صرفا کسانی که نام شان در این مطلب می رود؛ که به فرموده ی رهبر انقلاب ،که در ادامه ی مطالب مشروح آن ذکر می شود ، می تواند گاهى اوقات ضررها و لطمات بزرگى بزند.

1-    مقاله ی حسین علایی در روزنامه ی اطلاعات هر چند خودش بعد از اعتراض هایی که انجام گرفت موضع گیری صریح کرد، مورد سو استفاده ی ضد انقلاب قرار گرفت. حال در واکنش به چنین اشتباهی از سوی سردار علایی در ایجاد فرصت برای دشمنان نظام برای حمله تبلیغاتی بر علیه جمهوری اسلامی، نامه ی جمعی از سرداران خوشنام سپاه پاسداران انقلاب اسلامی فضا را کاملا شفاف کرد، که نقدی و واکنشی بود به موقع و درست به آن اشتباه. اما در کنار چنین حرکت در خور تقدیری تجمع گروهی در مقابل منزل علایی و شعارهایی که بر در و دیوار منزل وی نوشتند، عملی خارج از سیره اسلامی و سیره و منش رهبر انقلاب بود.

2-    عماد افروغ در برنامه پارک ملت نقد هایی را بر سیستم انتخابات خبرگان و دولت و ... وارد کرد. صدا و سیما اگر سخنان افروغ را در یک برنامه ی نظری و با حضور کارشناس خبره ی دیگری و در قالب آزاد اندیشی و مناظره انجام می داد، آنگاه سخنان افروغ در نقد سیستم حاکمیت در قالبی می گنجید که رهبر انقلاب سالها ازکمبودش در کشور گله کرده اند، یعنی کرسی های آزاد اندیشی و نظریه پردازی. اما متاسفانه در این مدت به جای اینکه مطالبی در نقد منطقی سخنان افروغ مشاهده شود ، پیامک های بسیاری مبنی بر ضد ولایت فقیه بودن دکتر افروغ و درخواست مبنی بر اینکه به برنامه پارک ملت اعتراض خود را اعلام کنید رد و بدل شد! که به نظر می رسد که با نگاه رهبر انقلاب ، در تضاد است! و این سئوال پیش می آید که چرا عده ای بر خلاف نظر حضرت آقا،  اصرار بر ضد ولایت فقیه کردن افراد دارند؟

3-     متاسفانه گاه گاه در کشور شاهد  افراطی گری هایی به نام انقلابی گری هستیم. زمانی که فردی در مسیر انقلاب اسلامی اشتباهی کرد یا می شود با منطق و اخلاق اسلامی به او برخورد کرد که نتیجه اش اصلاح و برگشت وی به مسیر اصلی است که فلسفه ی امر به معروف و نهی از منکر برای همین اصلاح شدن است و یا اینکه با برخورد غیر منطقی و گاه غیر اسلامی از جانب عده ی قلیلی افراطی او را از دایره ی انقلاب اسلامی خارج کرده و تبدیل به منافق و بعد از آن معاند نمود یعنی عملی در راستای جذب حداقلی و دفع حداکثری بر خلاف خواسته ی رهبر انقلاب!

 البته شکی نیست نکات فوق شامل آن عده از افراد نیست که خود اصرار بر نفاق و عناد خود نسبت به جمهوری اسلامی دارند، و اگر کسی بر علیه نظام جمهوری اسلامی اقدامی انجام داد مطابق با قانون باید با آن برخورد شود.

4-    آنچه تا به حال گفته شد شکل  برخود با منتقدین است، خالی از لطف هم نیست که نگاهی به سیره ی اهل بیت در برخورد با هتاکان بیاندازیم: مردی از اهل شام وارد شهر مدینه شد. به خاطر تبلیغات سوء معاویه ، آن مرد کینه ای عمیق از امام علی (ع) و فرزندانش در دل داشت، آنگاه که امام حسن (ع)را سوار بر مرکب دید، زبان به ناسزا گشود و با صدای بلند به لعن و نفرین آن حضرت پرداخت؛ اما امام در برابر این یاوه گویی ها سکوت کرد. وقتی مرد شامی به سخنان زشت و ناپسندش پایان داد، امام حسن (ع) نزد او رفت و لبخند زنان سلام کرد و مهربانانه فرمود: «جناب آقا! به گمانم (در این شهر) غریبی و گویا سوء تفاهمی پیش آمده است. اگر بخواهی خشنودت کنیم، چنین می کنیم و اگر چیزی بخواهی به تو می دهیم و اگر راهنمایی بخواهی راهنماییت می کنیم و اگر در بردن بار یاری بجویی، بارت را می بریم و اگر گرسنه باشی سیرت می کنیم و اگر بی لباس باشی لباست می دهیم و اگر نیازمند باشی ثروتمندت می سازیم و اگر فراری باشی پناهت می دهیم و اگر حاجتی داشته باشی آن را برآورده می کنیم. حالا خوب است اسباب و وسائلت را برداری ونزد ما بیایی و تا هنگام رفتنت (از مدینه) مهمان ما باشی که این برای تو بهتر است؛ زیر ما خانه ای بزرگ و آبرو و احترامی زیاد و مالی فراوان داریم (و به خوبی می توانیم از تو پذیرائی کنیم)»

مرد شامی از شنیدن این سخنان محبت آمیز و جوانمردانه درگرگون شد و از برخورد نادرستش پشیمان گشت و در حالی که از ندامت می گریست گفت: «گواهی می دهم که تو جانشین خدا در زمینی. خدا بهتر می دانست که رسالت خویش را به عهده چه کسی قرار دهد. تو و پدرت علی منفورترین مردم نزد من بودید و اکنون محبوب ترین مردم نزد من هستید».

5-    نگاهی به سیره و نظرات رهبر انقلاب در مورد تعریف ضد ولایت فقیه و مصادیق آن هم به عنوان حسن ختامی بر این یادداشت :

1-5            «بدون تحقيق نبايستى افراد را متهم كرد. به ظواهرِ خيلى ابتدايى نبايستى نسبت به وجود جرمى در كسى حكم كرد؛ مثلاً الان رايج شده كه بعضيها را به اندك چيزى «ضد ولايت فقيه» مى‏گويند! معلوم نيست اگر كسى يك وقت در جايى يك كلمه حرفى زد، اين ضديت با ولايت فقيه باشد. البته ضديت با ولايت فقيه، يعنى ضديت با اصيل‏ترين و ركين‏ترين اصول و اركان نظام جمهورى اسلامى - شكى نيست - منتها ضديت معنايى دارد. مثلاً يك نفر هست كه عليه اين معانى مى‏نويسد يا حرف مى‏زند، يا با موقفها و مواضعى كه از طرف دستگاه رهبرى يا از طرف رهبرى گرفته مى‏شود و طبق قانون اساسى سياستهاى اصلى نظام را تشكيل مى‏دهد، صريحاً و غالباً - ولو نه دايماً - مخالفت مى‏كند، يا در مواقع حساس مخالفت مى‏كند؛ اينها ضديت است؛ ليكن آن كسى كه حالا يك وقت در جايى يك كلمه حرفى زده، يا مثلاً نسبت به چيزى عكس‏العملى نشان داده، اين ضديت محسوب نمى‏شود. در زمان امام(رضوان‏اللَّه‏عليه) ما مى‏ديديم كه ايشان مطلبى را مى‏فرمودند، اما در مجلس همه به آن رأى نمى‏دادند؛ نمى‏شود گفت اينها ضد ولايت فقيه‏اند. من يادم هست كه يك وقت راجع به راديو و تلويزيون يك نظر اين بود كه رؤساى سه قوه، شوراى عالى راديو و تلويزيون باشند؛ همان شوراى سرپرستى‏يى كه سابق بود. بنده خودم با ايشان صحبت كرده بودم و مى‏دانستم كه نظرشان اين است كه رئيس جمهور و رئيس مجلس و رئيس قوه‏ى قضاييه، اعضاى شوراى سرپرستى را تشكيل بدهند. قاعده‏اش هم همين بود كه وقتى مى‏گويند سه قوه نظارت كنند - كه در قانون اساسى قبلى، تعبير اين‏گونه بود - بايد شورايى با اين تركيب تشكيل شود؛ آسانترين وجهش اين است. وقتى اين پيشنهاد به مجلس آمد، آقاى هاشمى آن را مطرح كردند؛ اما با اكثريت قاطعى رد شد! با اين‏كه ايشان هم گفتند كه اين نظر امام است، اما فقط عده‏ى معدودى به آن رأى دادند! واقعاً نمى‏شود به آن اكثريت گفت كه شما ضد ولايت فقيه هستيد؛ نه، همه‏شان هم فدايى امام و علاقه‏مند به امام و مخلص امام بودند؛ خيليهايشان هم جبهه‏برو بودند؛ اما اين حرف را قبول نداشتند؛ بنابراين بايد واقعاً اين چيزها از هم تفكيك بشود. در همان وقت ما كسانى را مى‏شناختيم كه به فلان مركز مى‏رفتند و صحبت مى‏كردند و در اصلِ اعتبار نظر ولايت فقيه خدشه مى‏كردند! اين حرفها مربوط به امروز نيست كه حالا كسى خيال كند بعضيها امروز اين حرفها را مى‏زنند؛ نه، همان زمان مى‏زدند؛ ما در جريان بوديم و افرادش را مى‏شناختيم؛ الان هم يقيناً آثار و نوارها و حرفهايشان هست. غرض، رمى به «ضديت با ولايت فقيه» چيز آسانى نيست كه ما تا اندك چيزى از كسى ديديم، فوراً اين مُهر را به پيشانى او بزنيم؛ ضديت با ولايت فقيه، شواهد و ضوابطى دارد.»( بيانات در ديدار با اعضاى هيأت مركزى نظارت بر انتخابات چهارمين دوره‏ى مجلس شوراى اسلامى‏ 1370/12/04)

2-5            «یك نكته‌ى ديگرى كه در دنباله‌ى آن مطالبه‌ى دانشجوئى عرض ميكنم، اين است كه مطالبه كردن با دشمنى كردن فرق دارد. اينكه ما گفتيم گاهى اوقات معارضه‌ى با مسئولان كشور نشود - كه الان هم همين را تأكيد ميكنيم؛ معارضه نبايد بشود - اين به معناى انتقاد نكردن نيست؛ به معناى مطالبه نكردن نيست؛ در باره رهبرى هم همينجور است. اين برادر عزيزمان ميگويد «ضد ولايت فقيه» را معرفى كنيد. خوب، «ضد» معلوم است معنايش چيست؛ ضديت، يعنى پنجه در افكندن، دشمنى كردن؛ نه معتقد نبودن. اگر بنده به شما معتقد نباشم، ضد شما نيستم؛ ممكن است كسى معتقد به كسى نيست. البته اين ضد ولايت فقيه كه در كلمات هست، آيه‌ى مُنزل از آسمان نيست كه بگوئيم بايد حدود اين كلمه را درست معين كرد؛ به هر حال يك عرفى است. اعتراض به سياستهاى اصل 44، ضديت با ولايت فقيه نيست؛ اعتراض به نظرات خاص رهبرى، ضديت با رهبرى نيست. دشمنى، نبايد كرد. دو نفر طلبه كنار همديگر مى‌نشينند؛ خيلى هم با هم رفيقند، خيلى هم با هم باصفايند، همدرس هستند، مباحثه ميكنند، حرف همديگر را رد ميكنند؛ اين حرف او را رد ميكند، آن حرف اين را رد ميكند. ردكردن حرف، به معناى مخالفت كردن، به معناى ضديت كردن نيست؛ اين مفاهيم را بايد از هم جدا كرد.»( بيانات در ديدار دانشجويان نخبه، برتران كنكور و فعالان تشكلهاى سياسى فرهنگى دانشگاهها‌  1386/07/17)

3-5            «مراقب باشيد، مواظب باشيد، نميشود هر كسى را بمجرد يك خطائى يا اشتباهى گفت منافق؛ نميشود هر كسى را بمجرد اينكه يك كلمه حرفى برخلاف آنچه كه من و شما فكر ميكنيم، زد، بگوئيم آقا اين ضد ولايت فقيه است. در تشخيصها خيلى بايد مراقبت كنيد. من تأكيدم به شما جوانان عزيز، فرزندان عزيز خود من، جوانان پرشور اين كشور در سرتاسر ميهن عزيز، همين است. انگيزه‌ها با شدت، با قوّت، با ايمان كامل، با اميد كامل به آينده حفظ بشود؛ اما در تشخيصها و در مصداقهاى مختلف دقت بشود. بى‌دقتى در مصداقها، گاهى اوقات ضررها و لطمات بزرگى خواهد زد.»( بيانات در ديدار جمع كثيرى از بسيجيان كشور 1388/09/04)


برچسب‌ها: ضد ولایت فقیه, نظر رهبر انقلاب, علایی, افروغ
+ نوشته شده توسط محمد حسین زاده در جمعه 30 دی1390 و ساعت 0:58 |

هوالحبیب

از چادر «دست های خالی» تا چادر «ثریا»

طالبی قبل از اکران فیلم دست های خالی اش در توضیحی کوتاه درباره فیلم گفته بود: «معترضم به تمامی مسئولان زندانها که «چادر»ی که سالیان سال مادربزرگ‌ها و زنان مومن برسر می‌کردند چرا در این زمانه باید بر سر متهمینی که به اتهام‌های مختلف از قبیل قتل، دزدی، فساد اخلاقی و به زندان افتاده‌اند قرار بگیرد»

در فیلم هم، نقش اول فیلم هنگامی که به  اتهام قتل قرار است برود دادگاه. مامور چادر را به حوریه می دهد تا سرش کند ولی او امتناع می کند:

افسر : خانم ترابی ( و با نگاه اشاره به چادر میکند که سرت کند)

حوریه : قرار نبود لباس متهم باشه ! ( و با بی اعتنایی سوار ماشین میشه )

حال این قسمت از فیلم را بگذارید در کنار سریال «تا ثریا» که چادر می شود عامل قتل!!!

نباید فراموش کرد که آنچه در نشریه خاتون چاپ شد اثری محدود داشت ولی آنچه از سوی رسانه ی ملی پخش می شود اثری بسیار بیشتر دارد فلذاست که گناه دست اندرکاران چنین خبطی بسیار عظیم تر!

 

 


برچسب‌ها: چادر, رسانه ملی
+ نوشته شده توسط محمد حسین زاده در چهارشنبه 28 دی1390 و ساعت 22:1 |

ترور آخرین حربه ی مدعیان حقوق بشر!!!


وقتی حریفت قدر باشه، وقتی از اینکه بترسی باهاش پنجه در پنجه بندازی! یا باید قبول کنی شکست ات رو و یا ناغافل شبونه از پشت بهش خنجر بزنی!

***

حکایت دنیای امروز بدتر از این حرفاست! دنیا شده دهکده جهانی، به گفته ی آمریکایی هایی که خودشون رو کدخدای این دهکده می دونن! ولی به جنگل بیشتر شبیه شده! خودشان القاعده را به وجود می آورند و باز خودشان داعیه مبارزه با تروریست می گیرند!

از اسراییل حمایت می کنند در کشتار مردم مظلوم فلسطین و لبنان، در جنگ 33 روزه و 22 روزه، به خاک خون کشیده شدن کودکان در قانا، صبرا و شتیلا. ترور فرماندهان حماس و حزب الله، دستانشان به خون مسلمانان عراق، افغانستان، پاکستان آلوده است. از گروهای تروریستی رجوی و ریگی و پژاک حمایت می کنند.فرماندهان سپاه را تهدید به ترور می کنند، دانشمندان هسته ای ایران را ترور می کنند و ....

و نتیجه ی تمام این اتفاقات می شود محکومیت ایران به نقض حقوق بشر؟

کدام حقوق بشر؟ یا احمد شهید کور است و یا نمی خواهد ببیند؟

صلح نوبل را باید به ملک عبدالله سعودی داد برای کشتن نوزاد 5 روزه!

باید به اوباما داد برای کشتن هزاران عراقی !

باید به صهیونیست ها داد برای نسل کشی فلسطینی ها!

باید به اردوغان داد که همه ی تلاشش را برای حذف جریان مقاومت در منطقه انجام داده است.

ملت ایران اگر روزی از سوی غربیها به عنوان ناقض حقوق بشر شناخته نشده باشد به خود شک کند که کدامین دستور الهی را برای خشنودی شیاطین بر زمین گذاشته است؟

***

حذف فیزیکی دانشمندان هسته ای ایران، یعنی آمریکا به بن بست رسیده است. یعنی دیگر حتی به تحریم های خودش هم اعتماد ندارد. فکر می کند با حذف فیزیکی کشور را متوقف میکند. ولی باز هم هیچ غلطی نمی تواند بکند چرا که ملتی که شهادت دارد اسارت ندارد


برچسب‌ها: شهید احمدی روشن, شهید هسته ای, حقوق بشر, شهادت
+ نوشته شده توسط محمد حسین زاده در پنجشنبه 22 دی1390 و ساعت 1:7 |

به نام او

اربعین دلدادگی


گاه عقل را توان درک یک واقعه نیست! چطور ممکن است بدانی که خطری در کمین جان توست و تو نسبت به آن بی اعتنا باشی؟ سخت عجیب است شرح دلداگی مردم شیعه ی عراق با سیدالشهدا(ع). تا با دو چشم خود نبینی و با تمام وجود احساسش نکنی، برایت باور کردنی شاید نباشد.

از بچه ی شیرخواره تا پیرمرد و پیرزنی که از پا افتادند و سوار بر ویلچرند می توانی در جاده های منتهی به کرب و بلا ببینی . این روزهای عراق پر از التهابات سیاسی است و نتیجه اش بر زندگی مردم، بمب و انفجار و عملیات انتحاری و عمدتا هم بر علیه شیعیان. و چه فرصتی برای مزدوران وهابی و سلفی اسلام آمریکایی بهتر از اربعین حسینی که از سرتاسر عراق عاشقان حسینی پیاده به سمت شهر عشق حرکت می کنند.

عجیب این همه عداوت و کینه ی وهابیون و سلفی هاست که دستانشان به خون مسلمانان از پاکستان و افغانستان، تا عراق و سوریه آلوده است و عجیب تر عشق مردم است به حسین(ع) . می دانند راهی که می روند پر است از خطرجانی! ولی پرشور تر از سال گذشته باز در حرکت اند!

در ره منزل لیــــلی که خطر ‏‏هاست در آن

شرط اول قدم آن است که مجنون باشی

تکرار خاطره ای از نیمه ی شعبان امسال در پیاده روی مسیر نجف تا کربلا

ساعت 12 شب  وسط یک بیابون بی آب و علف در گرمای بالای 50 درجه در یک کشور بیگانه که باید زیر نور ماه جلوی پایت رو پیدا کنی که در چاله و چاهی نیافتی و خار مغیلان نیازاردت! انتظار هر چیزی را می توانی داشته باشی جز پیرمرد و پیرزنی، سطل دوغ به دست ! پیرمرد دوغ را در لیوان می ریزد و پیرزن جلو می آید تعارف می کند  که تفضل یا زائر!

و تو مات و مبهوت می مانی که چه بگویی در جوابشان؟!! چه کسی آنها را با آن سن و سال در نیمه شب بیابان به آنجا کشانده! عقل در می ماند از جواب معما! و نوبت عشق است که یکه تازی کند در صحرای بلا!  نه دوربینی است که ثبت کند نه دوست و آشنایی است که برایشان فخر بفروشند! نه ما که لیوان را می گیریم تا دوغ خنکشان را بنوشیم در آن تاریکی شب چهره روشنی از آنها می بینیم! و نه فردا روزی احتمالی وجود دارد که دوباره آنها را ببینیم و جبران کنیم محبت پیرمرد و پیرزن عرب را  که در بیابان مابین نجف تا کربلا در نیمه شبی مهمان دوغ خنک صلواتیشان شدیم!


در کجای دنیا این چنین است؟

http://hoseinzadeh64.blogfa.com/post-219.aspx


برچسب‌ها: اربعین, کربلا, خاطره
+ نوشته شده توسط محمد حسین زاده در چهارشنبه 21 دی1390 و ساعت 0:18 |
«9 دي» در فرازهایی از زیارت عاشورا

عکسی از انقلاب مردم بحرین در رسانه های خبری بسیار توجهات را به خود جلب کرد! زنی تابلو نوشته ای به دست داشت که بر رویش نوشته شده بود: «تقبل منا هذا القربان»! و این را بگذارید در کنار فریاد های «هیات من الذله» شیعیان بحرین و عربستان و لبنان و عراق.

1-«تقبل منا هذا القربان» از فرهنگی نشات گرفته است که اگر در جنگ پیروز شود خدایش را شکر می کند که توفیق موفقیت را به او داده است و اگر کشته شود که به سعادتی بزرگ دست پیدا کرده است که جای بسی شرف و افتخار! در فرهنگ عاشورا خون بر شمشیر پیروز است و این سرنوشت، قطعی است. 
 
2- فرهنگ عاشورا اگر محدود به یک روز می شد و کربلا، محدود به صحرایی در عراق؛ نه تنها می توانستیم انقلابی در سال 57 در ایران تصور کنیم، بلکه با قاطعیت می توان بیان کرد بلکه دیگر از شیعه نمی توانستیم اثری پیدا کنیم. اگر امروز عاشورا ماندگار است، چون ظرف مکان و زمان نتوانسته است آن را محدود کند و یا بهتر بگوییم عاشورا مشق شب تمامی مردان و آزادگان عالم در برابر ظالمان و مستکبران بوده، درسی برای آموختن شیوه زندگی! آزادگی، رهایی از بردگی! عاشورا گرچه واقعه ای نظامی است ولی ماهیتی دارد فرهنگی! فرهنگ ظلم ستیزی! فرهنگ زندگی عزتمندانه! فرهنگ ایثار و گذشت از خود برای دین! فرهنگ ولایتمداری از ولی حاضر! فرهنگ ارتباطات!

3- نه دی زاییده ی عاشوراست، و البته باید بسیار فراتر از آن را عنوان کرد که انقلاب اسلامی نیز از برکات عاشوراست. و البته باز هم فراتر، یعنی همان کلام پر از معنای حضرت روح الله، «محرم و صفر اسلام را زنده نگه داشته است».

4- اگر فرموده اند «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا»، یعنی هر جایی که هستی و در هر  لحظه از زمانی که قرار داری، بر تو می باشد که به ندای «هل من ناصر ینصرنی»  امام زمان ات لبیک بگویی. و بعد از آن تمام روابط و مناسبات زندگی خودت را بر مدار امام بر حق خود تعریف کنی. اگر در زیارت عاشورا می گویی «انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم و یا ولی لمن والاکم و عدو لمن عاداکم» (فراز هایی از زیارت عاشورا)، یعنی اولا تو نمی توانی با همه در صلح و صفا زندگی کنی! ثانیا برای شناخت دوست و دشمن و نحوه ی تعامل با آنها باید ملاک داشته باشی. یعنی با دوستان حسین (ع)، در سلامت و با دشمنان حسین (ع)، در جنگ!

5- آیا دوستی و دشمنی با دوستان و دشمنان حسین (ع) محدود به محرم 61 هجری قمری است؟ اگر چنین بود و اگر عاشورا واقعه ای فراتر از زمان و مکان نبود، اصلا اسمی از عاشورا نمی ماند که امروز محل بحثی برایش باشد. از آنجا که هر روزمان عاشورا و هر مکان مان کربلا است، دوستی و دشمنی ما با دوستان و دشمنان حسین (ع) «الی یوم القیامه» ادامه دار است. حال از عاشورای 61 هجری قمری به عاشورای سال 1388 هجری شمسی در تهران بیا! مگر می شود شیعه ی حسین (ع) بود، و ببینی در ظهر عاشورا عده ای در خیابان در حال پایکوبی و سوت و کف اند و پرده های سیاه عزاداری سالار شهیدان را آتش می زنند، و ساکت بود؟ شیوه ی برخورد با دشمنان عاشورا را، فرهنگ عاشورا خود مشخص کرده است: «حرب لمن حاربکم و عدو لمن عاداکم»! لذاست که 9 دی اتفاقی طبیعی از پیروان حسین بن علی در بستر فرهنگ ساز عاشوراست.

6- 9دی  1388همان اتفاق 23 تیرماه 1378 بود و از جنس تظاهرات تاسوعا و عاشورای1357. رمز ماندگاری انقلاب اسلامی پیروی از فرهنگ عاشوراست، و برای همین هم دشمنان در سالهای سال در صدد انحراف معارف عاشورا در قالب های متفاوت بوده اند و هستند ولی چون قلبشان توان درک واقعه ی عاشورا را ندارد، هرگز توان مقابله با آن را هم نخواهند داشت، برای همین است که شرک و نفاق اشان نمایان می شود، و عاشورایی نیست که گروهی از شیعیان و عزاداران حسینی در گوشه ای از جهان در راه امام شهیدشان به خاک و خون کشیده نشوند. 9دی 1388 هم از همان جنس است. مدعیانی که در طول سی سال در صدد انحراف معارف عاشورا بودند، در عاشورای 1388 بعد از 8 ماه مقابله با نظام، دشمنی خود را با ریشه و اصلی که نظام بر پایه آن استوار شده است نمایان کردند و پرده نفاق ازچهره برداشتند. خاصیت عاشورا همین است. خطوط حق و باطل را شفاف می کند و اتمام حجت می کند.

7- امروز 9دی ماه چه روزی است؟ اگر روزی کربلای ما در خیابان های شهرهای مختلف ایران اسلامی و عاشورایمان 9 دی 88 بود، امروز کربلایمان کجاست؟ بصیرت یعنی شناخت صحیح و به موقع کربلا و عاشورای زمان خودت؟ اگر سر حسین زمان ات از تن جدا شد و تو بعد از آن فهمیدی که کربلا و عاشورایت کجاست، چه سود؟ امروز شیعیان  بحرین در زیر چکمه های دژخیمان آل سعود و آل خلیفه، یا بهتر بگویم همان آل زیاد و آل مروان و بنی امیه به روز شده ی نسخه قرن 21، به خاک و خون کشیده شده اند! مدعیانی که برای حسین بن علی اشک و ماتم سرایی می کنند با دشمنان امروز وی چه برخوردی می کنند؟ با آنها دست دوستی می دهند؟ یا در مقابل قتل عام مسلمانان مظلوم فلسطین و لبنان و عراق و افغانستان و ... سکوت کرده اند؟ نمی شود دم از حسین زد و با یزید هم دست دوستی داد! نمی شود هم با حسینی ها در دوستی بود و هم با یزیدیان!

8- سئوال خیلی سخت نیست! بر اساس این فراز از زیارت عاشورا، «انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم و یا ولی لمن والاکم و عدو لمن عاداکم»، روابط دیپلماتیک ما به آمریکایی ها و صهیونیست ها باید چگونه باشد؟ با آل خلیفه و آل سعود چه؟ با کسانی که سنگ یزیدهای زمان را در داخل به سینه می زنند و در عاشورای 88 در خیابان های تهران به شادی پرداختند چه؟

+ نوشته شده توسط محمد حسین زاده در دوشنبه 12 دی1390 و ساعت 14:42 |

هوالحبیب

شهید اصغر آروین

تولد:10/11/1344، مشهد مقدس

پرواز:28/2/1365، مهران(قلاویزان)

دانشجوی رشته جغرافیای دانشگاه فردوسی مشهد



شهید  اصغر آروین

Rounded Rectangle: شهید  اصغر آروین
------------------------------

مسئول پرسنلی بود ،بعد نماز می اومد پایگاه برای ثبت نام اعضای جدید بسیج.

دیدم داره جیب هایش رو خالی می کنه! انگار داره دنبال چیزی می گرده. گفتم برادر، چی شده؟ کلیدات رو گم کردی؟

گفت نه! دیروز سه تا سوزن ته گرد از پایگاه برداشته بودم، اومدم بزار سر جاشون!

------------------------------------------------------------------------------------------

-قبل از عملیات والفجر مجروح شده بود. بهش گفتم چه حالی داشتی اون موقع؟

گفت تمام گناهانی که از کوچکی مرتکب شده بودم، همان زمان مجروح شدنم، مثل پرده سینما و صفحه تلویزیون اومد جلوی چشمم!

------------------------------------------------------------------------------------------

در واحد مینی کاتیوشا با هم بودیم. فرمانده گفت یک داوطلب خط شکن می خوام . من دستانم رو بردم بالا. بلند شدم که برم، علی اصغر دستش را بالا برد و به فرمانده گفت من به جای ایشان می آیم. نتیجه ی اصرار ها و رقابت های ما دو نفر این شد که فرمانده هیچ کداممان را انتخاب نکرد!

گفتم علی اصغر چرا نذاشتی برم؟ گفت دفعه آخر که رفتم در خونه اتون پسرت اومد دم در سراغ ات رو از من گرفت! من هم گفتم که برم جبهه بابات میاد! به پسرت قول داده بودم!

فردا علی اصغر از من پرسید تو چرا نذاشتی من برم؟ گفتم مادرت سفارش ات رو به من کرده! از قرار می خوان جایی برای تو بروند گفتگو! من هم به مادرت قول داده بودم!

------------------------------------------------------------------------------------------

دوران مجروحیتش فرصت خوبی بود برای درس خوندنش! دو ماه مونده بود فارغ التحصیل بشه که رفت جبهه ی مهران! خواب دیدم چیزی به من خورد و تمام  بدنم ا ز بین رفت! فهمیدم پسرم شهید شده! چند روز بیشتر نشد که خبرش را هم آوردند!

*پدر شهید

------------------------------------------------------------------------------------------

به عشق شش ماهه امام حسین اسم اش رو علی اصغر گذاشتیم.

*پدر شهید

------------------------------------------------------------------------------------------

نمی ذاشتم بره جبهه! هر چی اصرار می کرد که از من رضایت بگیره، زیر بار نمی رفتم! یه روز گفت مادر، خواب دیدم؟ گفتم چی شده؟ گفت خواب دیدم مردم همه توی خیابون ها جمع شدند. آتشی زبانه می کشه! یکی از گلدسته های حرم هم کنده شده و افتاده روی زمین! به من هم می گفتند بیا کمک! من هم گفتم مادرم رضایت نمی ده! نمی تونم بیا!

آخر اجازه رو گرفت و رفت!

------------------------------------------------------------------------------------------

9 بار بخاطر مجروحیتش رفت زیر عمل! یک کلیه و یک دستش رو هم از دست داده بود. از همون بیمارستان می گفت خوب بشم میرم جبهه.

خوب که شد، دفعه ی آخری بود که رفت!

 


 خاطراتی که از شهید اصغر آروین داشتم را بازنویسی کردم و ماحصلش شد پست بالا.

 

+ نوشته شده توسط محمد حسین زاده در چهارشنبه 7 دی1390 و ساعت 6:12 |

چند روزی است که پشت درب بانک ها شلوغ است و عده ای با شب زنده داری ، در انتظار خرید چند سکه بهار آزادی، سرمای نیمه شب ها و صبح های زود زمستان را به جان می خرند؛ باشد که با خرید و فروش 5 سکه سودی نزدیک به سیصد هزار تومان را در یک روز کاسب شوند!

رای هر کسی که این روزها یکی از این مناظر را دیده، بدون شک تصویری ناخوشایند در ذهن اش به یادگار مانده است. جدای از اینکه در بعضی از اخبار ، درگیری بین مشتریان بانک برای خرید سکه و یا قرعه کشی توسط مسئولین بانک برای فروش سکه هم به تلخی این اخبار اضافه کرده است!

آشفتگی بازار سکه که منجر به روی آوری مشتریان به بانک ها برای خرید سکه شده است، گرچه ناشی از یک بیماری اقتصادی و سو مدیریت مسئولین اقتصادی کشور است ولی متاسفانه اثراتی بیشتر از مشکلات اقتصادی به بار آورده و خواهد آورد. بی شک تبعات فرهنگی و اجتماعی و سیاسی آن هم به دنبال آن خواهد آمد.

آنچه بیشتر از همه در این هجوم مشتریان به سوی بانک ها برای خرید سکه نمایان شده است، یک بیماری فرهنگی-اقتصادی است! پایه و اساس اقتصاد هر کشوری تولید است. اگر چرخ های تولید(در کشاورزی، صنعت و ...) چرخید، آن پویایی به دیگر قسمت های اقتصادی کشور هم منتقل می شود. تولید برابر با اشتغال است و در یک نگاه اجتماعی، بیکاری معضل بسیاری از مشکلات اجتماعی و بزهکاری ها می شود و اشتغال نقطه ی مقابل آن.

با همین نگاه است که سال جهاد اقتصادی، باید سال جهاد در تولید باشد. یعنی افزایش تولید ملی، کاهش وابستگی به خارج از کشور و کاهش واردات محصولات تمام شده به کشور. یعنی کاهش نرخ بیکاری و ایجاد اشتغالی که منجر به تولید شود و ....

حال دوباره به صف های پشت درب بانک ها نگاه کنید! زمانی که می شود با خوابیدن پشت درب یک بانک، شب تا صبح، سود قابل ملاحظه ای به دست آورد چه اصرار و نیازی به کار کردن، به تولید، به جهاد اقتصادی!

آیا کسی که برای درآمدش، تلاش و کوشش کرده و عرق جبین ریخته است با کسانی که درآمدشان از راه در صف ایستادن درآمده است، برابرند؟ امروز یک دلال به مدد سیاست های مدیران اقتصادی کشور، می تواند درآمدی بیشتر از یک کارگر داشته باشد و این در حالی است که دلالی یکی به ضرر اقتصاد کل کشور است و زحمت و عرق جبین دیگری به سود آن.

سال جهاد اقتصادی، می باید سال نهادینه شدن فرهنگ کار در کشور می بود! باید سال امید و شور و نشاط کاری می بود! اما اتفاقات این روزها نشان می دهد نه تنها در جهت ایجاد شور و نشاط و تشویق به کارآفرینی و کار نشده بلکه تشویق به بیکاری و دلالی شده است.

بیکاری خود یک مشکل است، اما تشویق به بیکاری (نه با زبان که مسئولین اقتصادی هیچ وقت چنین کاری نکرده اند، بلکه در نتیجه سیاست های غلط اقتصادی) مشکلی بزرگتر. مخصوصا بیکاری که می داند به زحمت خوابیدن  یک شب پشت درب بانک درآمدی بیش از کارگری که باید یک ماه تلاش کند داشته باشد!

+ نوشته شده توسط محمد حسین زاده در دوشنبه 28 آذر1390 و ساعت 0:10 |

هوالشاهد

تقدیم به شهیده ی کوچک بحرینی، ساجده فیصل

گهواره مانده خالی


روضه خوان می خواند:
چه کربلاست امروز
چه پر بلاست امروز
گهواره مانده خالی
اصغر کجاست امروز
و اصغر نمی خواست جا بماند از قافله ی شهدا
از حبیب شصت ساله
از عمویش عباس
از برادرش اکبر
از پسر عمویش قاسم
می خواست نشان دهد مظلومیت پدر را
ولی گهواره خالی مانده
و مسلمانان آمریکایی به غارت بردند گهواره را
و خدا صبر دهد رباب را
---
و خدا صبر دهد مادر ساجده را
الجزیره خبر فوری دارد اما
شیخ قطر را نشان می دهد در کنار اردوغان!
اسد را محکوم کرده اند به جرم دوستی با نصرالله
به جرم اشک بر کودکان قانا
عزادرای برای کشته های صبرا و شتیلا
بی بی سی پخش زنده می کند
سخنرانی کلینتون را
در تقدیس حقوق بشر آمریکایی
مبارزه با تروریست ها!
تقدیر می کند از عمر سعد
تشکر می کند از شمر
شایسته صلح نوبل دانسته
حرمله را
اما
رسیور نمی خواهد شبکه کربلا
بشقاب و آنتن نمی خواهد
دل می خواهد که روی موج محرم تنظیم باشد
فرکانس عاشورا!
کربلا،پخش زنده دارد همه جا
همیشه آنلاین است عاشورا
بی بی سی و الجزیره از همین لج شان گرفته
شب عید و عزا ندارد
هر وقت می روی روی کانال کربلا می گوید
همه جا کربلاست
همه جا نینواست
تو حسین منی
نور عین منی
امروز ساجده را نشان می دهد
زیر نویس کرده فدایی علی اصغر حسین(ع)
نشان می دهد
مادر ساجده در پی گهواره است!
گهواره اما خونی است
آل خلیفه هدیه فرستاده است برای آل سعود
شورای امنیت تقدیر کرده است بخاطر حفظ گهواره از شیخ های نفتی عرب!
روضه خوان می خواند:
گهواره مانده خالی
اصغر کجاست امروز

+ نوشته شده توسط محمد حسین زاده در دوشنبه 21 آذر1390 و ساعت 16:51 |

هو الحبیب

جنگ تهدیدها، از حرف تا عمل


این روزها رسانه های داخلی و خارجی پر است از تحلیل های سیاسی و امنیتی و نظامی از موفقیت بزرگ جمهوری اسلامی در تسخیر کنترل یک پهباد جاسوسی آمریکا و سالم نشاندن آن بر روی زمین.

گفته شده است که روس ها و چینی ها در پی دیدن این غنیمت ایرانی ها از آمریکایی ها هستند و حتی آمریکایی ها پیغام فرستاده اند که هواپیمای ما را برگردانید.

سی سال پیش زمانی که بنی صدر تعمدا چشم و گوش بر روی آسمان کشور بست تا هواپیماهای نظامی آمریکا در صحرای طبس بر زمین بنشینند، خدا با مردم ایران بود که طوفانی الهی فرستاد و شد آنچه شد؛ خاطره ای شیرین برای ایرانی ها و کابوسی برای آمریکایی ها!

و امروز چشمان بیدار پاسداران انقلاب بار دیگر به مدد الهی آمریکایی ها را مبهوت و شکه کرد. با این قدرت نمایی نیروهای نظامی ایران، آمریکایی ها تا مدتها احتمالا حتی فکر حمله به ایران را هم به ذهن خطور نمی دهند.

زمانی که رهبر انقلاب فرمودند که در جواب تهدید، تهدید می کنیم آمریکایی ها هنوز توان تحلیل آن را نداشتند گویا! بعد از تهدید به هدف قرار دادن سپر موشکی ناتو در ترکیه توسط جمهوری اسلامی ایران، که تهدیدی هوشمندانه اول برای سران دولت ترکیه بود که بیشتر از این نقش شریک دزد و رفیق قافله را در میان کشورهای اسلامی بازی نکنند و دوم برای آمریکایی ها و ناتو، که ایران آمادگی دفاع همه جانبه از مرزهای خود را دارد؛ به زمین نشاندن هواپیمای جاسوسی آمریکا این پیام روشن را به دشمنان کشور داد که تهدیدهای ایران از جنس تهدیدهای اسراییل و آمریکا نیست که سریع عقب نشینی کند و توان عملیاتی کردن آن را نداشته باشد.

این پیامی روشن به آمریکا و اسراییل و سران کشورهایی است که نوکری آنها را می کنند، ایران برای دشمنان اش تهدیدی جدی و عملیاتی است، چرا که هم توان تکنولوژیکی و نظامی آن را دارد و هم توان انسانی و هم نیروی ایمان نشات گرفته از مکتب عاشورا را  .

+ نوشته شده توسط محمد حسین زاده در دوشنبه 21 آذر1390 و ساعت 0:7 |


Powered By
BLOGFA.COM