X
تبلیغات
قمارباز

هوالحبیب

سه درخواست از نامزدهای احتمالی ریاست جمهوری


در این یادداشت کوتاه سه درخواست از نامزدهای احتمالی ریاست جمهوری و رسانه های وابسته به آنها مطرح میشود و همچنین از مردم و رسانه های مستقل برای مطالبه گری آن درخواست ها از نامزدها استمداد می گردد.


رهبر انقلاب فرمودند "رئیس‌جمهورِ هر دوره‌ای باید امتیازات كسبی و ممكن‌‌الحصول رئیس‌جمهور قبلی را داشته باشد، ضعفهای او را نداشته باشد". لازمه تحقق این مهم، رشد و بالندگی مردم در انتخاب صحیح، و رشد و تعالی رسانه ها در کمک به انتخاب درست از سوی مردم است.

چه مناسب است که مردم و رسانه های مستقل و مردمی و رسانه ی ملی چند مطالبه را از نامزدهایی که خود را آماده ی شرکت در میدان انتخابات می کنند مطرح کنند و این تبدیل به یک رویه ی جدی در عرصه ی انتخابات ریاست جمهوری شود.

- اعلام برنامه ی مشخص و کاربردی در موضوعات اصلی کشور مانند مشکل تورم، بیکاری، سیاست خارجه، معضلات فرهنگی اجتماعی مانند طلاق و اعتیاد و ...

- اعلام افراد حاضر در کابینه و تیم های مشاوره ی ریاست جمهوری جهت شناخت بهتر مردم نسبت به کارامدی و صلاحیت های اخلاقی، فکری ، اقتصادی و سیاسی تیم رییس جمهور

- اعلام هزینه های تبلیغات انتخاباتی به صورت شفاف به مردم

مردم و رسانه ها با پافشاری بر چنین مطابه های حقیقی و منطقی می توانند در بستری مبتنی بر عقلانیت تصمیم گیری کنند.

نکته ی آخر در این باب نیز لزوم رشد و تعالی اخلاق سیاسی مردم و رسانه ها در انتخابات خرداد ۹۲ است. نامزدهایی که به جای معرفی اثباتی خود به تخریب رقبا می پردازند باید مور سرزنش مردم و رسانه ها قرار بگیرند. متاسفانه باید اذعان کرد در حالی که هنوز اسم نویسی برای انتخابات ریاست جمهوری شروع نشده است، توپخانه های تخریبی رسانه های نامزدهای احتمالی شروع به کار کرده است و بازار دروغ ها و تهمت های انتخاباتی داغ داغ است. 

واکنش منفی مردم به این اقدامات رسانه ای قطعا می تواند در حاکم شدن فضای اخلاقی در مناسبات سیاسی کشور کمک کند.
+ نوشته شده توسط محمد حسین زاده در سه شنبه 20 فروردین1392 و ساعت 13:43 |

هوالحبیب

 نیایش پایان سال

بهار آمد و نسیم بهاری عطر زندگی را با پیام عاشقی به هم آمیخته است.

گل ها برای تو خود را آراسته اند، درخت ها به شوق تو جامه ی سبز به تن کرده اند و بلبان ترانه ی عشق تو را می سرایند.

اگر دلی خرانی است و برگهای زرد حسد و غرور و کینه پوشانده است و یا سرمای زمستان، او را بخواب زمستانی برده است، به یمن بهار طبیعت، نسیم عشق را بر آن بنواز تا به محبت تو گرم شود و به همدلی با نزدیکان و دوستانش روشن گردد.

روزهای سال 91 مان به ساعت رسیده است و ساعت ها به دقیقه ها و دقیقه ها به ثانیه ها

سرآغاز هر صبحمان یاد و نام تو بود ای بهترین سرآغازها

و توان و قدرت تحرکمان از تو بود ای بزرگترین قدرت ها

ما را قدرت شمارش نعمت هایت نیست ای خالق زیباترین نعمت ها

و توان شکر گذاری اش از حد ما فزون است ای شایسته ی بهترین ستایش ها

تو را سپاسگذاریم برای سلامتی جسم و روح مان

و خواستاریم از درگاه جود و کرمت،  قدرت بخشی بیشترت را برای شکرگذاری تو و خدمت به خلق تو را

شکر گذار تو هستیم برای قدرت و توانی که به ما عطا کردی

تا به برکت نان حلال مان، خانواده ای داشته باشیم آرامش بخش روح و جانمان

و به برکت لطف تو کسب و کارمان رونقی باشد برای آبادانی و سرفرازی صنعت کشورمان

شکرگذار تو هستیم برای هر آنچه تو دادی، چه آنکه ما از دیدنش عاجز بودیم و چه آنکه غافل

خدایا، اگه دلی بود که ما آن را رنجاندیم و خود فراموش کرده ایم ما را ببخش و دلهای رنجیده را به هم نرم و پر عطوفت بفرما

خدایا، به ما یاد بده که ببخشیم تا بخشیده شویم

چشم هایمان را با باران عشق خود شستشو ده تا زیبایی های زندگی ات را ببنیم و قدر بدانیم

پروردگارا در مقابل تو دستانمان خالی است و در مقابل دیگران پر از توکل به تو

دلهایمان پر از آرزوهایی است شیرین، برای سلامتی و خوشبختی و شادی عزیزان و دوستانمان

و چه سخت است دوری و جدایی از عزیزانی که در این سال ما را ترک کردند و سفرشان را به سوی تو آغاز کردند.  ای رحمان و ای رحیم از دریای غفران خود غریق رحمتشان کن

سال جدید را برای ما سرشار از نعمت های مادی و معنوی خود قرار ده و نعمت شکرگذاری اش را بر ما ارزانی فرما

ای انقلاب کنندی قلب های ما

ای تدبیرگر شب ها و روزها

ای تغییر دهنده ی حال و احوال ما

حول حالنا الی احسن الحال

آمین یا رب العالمین

+ نوشته شده توسط محمد حسین زاده در سه شنبه 29 اسفند1391 و ساعت 15:16 |

هوالحبیب

جشن دولتی و سفره های خالی مردمی


روزهایی پایانی دولت دهم هر روز غم انگیز تر از قبل در هر حال سپری است. گفتمان امام و رهبری جای خود را داده است به سخن از انسان کاملی که همراه او چاوزها رجعت می کنند. این روزها بیشتر از اینکه از زبان رییس جمهور سخنی از تورم و حل مشکلات گرانی باشد، سخن از بهار است. مشایی می گوید «دنیا بداند که امام ما بهار است» و احمدی نژاد می گوید«اگر بخواهيم مهندس رحيم مشايي را در يك كلمه توصيف كنيم بايد بگوييم مهندس مشايي مردي است بهاري بهاري بهاري».

 هزینه ای گزاف خرج می شود، چندین و چند تن از مسئولین دولتی و اعضای هیات دولت که باید به فکر حل مشکلات ریز و درشت مردم باشند، جمع می شوند که رییس دولتی به نمایندگی از ملت به مهندس مشایی نشان درجه یک فرهنگ و هنر اعطا کنند. از کجا معلوم ملت راضی هستند که مشایی نشان بگیرد؟

 مشکلات اقتصادی ملت، امروز با جشن استقبال از نوروز دولتی حل شد و با رقص های محلی به شادی مبدل شد و با اعطای نشان به مشایی آرزویی دیرینه یک ملت به واقعیت مبدل شد.

 کجای گفتمان عدالت و حمایت از مستضعفین اینچنین هزینه های گزافی است برای جشن های رنگارنگ نوروز و کوروش و مکتب ایرانی؟ گفتمان این روزهای احمدی نژاد بیشتر به خاتمی شباهت دارد و دوم خردادش تا به بسیج و حزب الله و سوم خردادش.

 مسئولین دولتی حاضر در چنین جشن کذایی و بی فایده ای در دادگاه عدل الهی چه جوابی دارند برای وقتی که گذاشته اند برای نشستن در چنین برنامه ای به جای رسیدگی به مشکلات مردم. آقای الهام سخنگوی دولت، حسینی وزیر ارشاد، نامجو وزیر نیرو، بهمنی رییس بانک مرکزی، صالحی وزیر خارجه، میرتاجدینی، زریبافان، سلطانخواه، وزیر کشور و سرپرست وزارت بهداشت و ....

 جواب احمدی نژاد هم  به تذکرات رهبر انقلاب، مراجع و روحانیت در مورد مشایی ، بار دیگر در این جشن از سوی رییس جمهور داده شد: « برای من سخن گفتن از آقای رحیم مشایی بسیار سخت است اما باید شهادت دهم این مرد دلی دارد مانند آئینه پاک و زلال ایمانی دارد به استواری دماوند، الوند، دنا و سبلان من افتخار آشنایی با او را از 27 سال قبل دارم. من ندیدم کسی با ايشان بدون اراده قبلي و خاص آقای مشایی ملاقات کند اما شیفته بزرگی ایشان نشود چراکه وی صاحب اندیشه و تفکر است.مهندس مشايي داراي انديشه و نظريه در زمينه‌هاي گوناگون به خصوص در مسائل بنيادين جهاني، انساني و مديريت جهان است و بنده بر خود وظيفه ديدم به نمايندگي از ملت ايران از ايشان به نمايندگي از فرزندان شايسته ملت تقدير كنم. البته بنده براي نصب مدال از ايشان اجازه گرفتم و اين كار را جزء افتخارات زندگي خود مي دانم كه عليرغم همه هياهوهاي بي بنيان، خداي متعال اين توفيق را داد كه بنده به نمايندگي از ملت، از اين فرزند برومند قدرداني كنم و مطمئنا ملت ايران قدر فرزندان خود را مي شناسد و شناخته است.

 اگر بخواهيم مهندس رحيم مشايي را در يك كلمه توصيف كنيم بايد بگوييم مهندس مشايي مردي است بهاري بهاري بهاري».

 در ادامه ببنید عکس های جشن دولتی احمدی نژاد و مشایی را.

 

 


برچسب‌ها: مشایی, احمدی نژاد, بهار, نوروز
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد حسین زاده در یکشنبه 20 اسفند1391 و ساعت 23:48 |

شاید فراموشت کنم؛ رمانی 

عاشقانه، واقع گرایانه و انقلابی


روزی که در نمایشگاه کتاب، شاید فراموشت کنم را دیدم نام حسن رحیم پور نگاهم را جلب کرد، ولی با برداشتن کتاب و دیدن عکس نویسنده متوجه تشابه اسمی نویسنده با استاد رحیم پور شدم و منصرف از برداشتن کتاب، آن را به روی میز غرفه گذاشتم. اما شانس با من همراه بود که صاحب غرفه که از قضا بخاطر کتاب فروشی اش سلام و علیکی داشتیم سر رسید و ماجرای رمان را برایم تعریف کرد. سوژه جذاب بود و نمی شد از کنارش گذاشت:

ماجرای پدر و مادری طاغوتی که 21 فرزند یتیم را از پرورشگاه های سرتاسر ایران در خانه ی خود جمع می کنند و برایشان پدر و مادر می شوند؛ خانواده ای 23 نفره.

اما نفس حضرت روح الله که روح و جان مردم ایران را در تمامی شهرهای کشور انقلابی کرده است، حد و مرزی نمی شناسد و وارد خانه ی بزرگ آذرفر ها می شود . خانه ای که فرح پهلوی به آن رفت و آمد می کرده است ، برای شنیدن صدای امام از ضبط و صوت خانه شور و شوقی در جان بچه ها افتاده است.

این خانواده ی 23 نفره هر یک سرنوشتی پیدا کرده اند، که رمان شاید فراموشت کنم پرده از این سرنوشت بر می دارد. همین که یکی از 21 فرزند خانواده ی طاغوتی در دفاع مقدس شهید می شود خود گواه جذابیت اتفاقات این زندگی است.

شاید فراموشت کنم هم حال و هوای انقلاب را دارد و هم دفاع مقدس را. هم مشکلات زمان طاغوت را نشان می دهد و هم ترس و دلهره ی شب های بمباران شهرها را. هم به تشریح عقاید مردم معتقد به انقلاب می پردازد و هم مخالفان انقلاب را.

شاید فراموشت کنم روایتی است واقع گرایانه از قبل و بعد انقلاب و دفاع مقدس. روایتی عاشقانه از عشق فرزندخواندگانی انقلابی به پدر و مادری طاغوتی، روایتی از تحولات انقلاب اسلامی خصوصا در سال 57.

متاسفانه ادبیات داستانی انقلاب اسلامی بر خلاف دفاع مقدس رشد چندانی نداشته است ، برای همین شیرینی رمان شاید فراموشت کنم چند برابر می شود.

خواندن این کتاب را دهه فجر از دست ندهید.


این کتاب با حمایت بنیاد ادبیات داستانی ایران و توسط انتشارات آرما در شهر اصفهان منتشر شده است.

کتاب آفتاب مشهد هم این کتاب را دارد

 

 

+ نوشته شده توسط محمد حسین زاده در یکشنبه 8 بهمن1391 و ساعت 1:7 |


هوالحبیب

تهدیدهای فرصت ساز

همان طور که انتظار می رفت، از اواخر پاییز رایزنی های انتخاباتی برای انتخابات ریاست جمهوری خرداد 92 آغاز شد و با شروع فصل سرمای زمستان، جلسات احزاب و گروه های سیاسی گرم تر و تیتر های انتخاباتی  رسانه های وابسته ی به آنها داغ تر شد.

در میان تیترهای رسانه ای این روزهای کشور، اسامی ده ها تن به عنوان نامزدهای احتمالی انتخابات به چشم می خورد ؛خبر ها  حاکی از درخواست نشست های آنها با خواص سیاسی و فرهنگی کشور جهت جلب حمایت بزرگان و موثرین بر آرای مردم است.

امروز در حالی به انتخابات ریاست جمهوری نزدیک می شویم که تجربه های تلخ و شیرین انتخابات سال 88،  می تواند برای خواص کشور تجربه ای گرانبها باشد برای استفاده ی هر چه بهتر از نقطه ی عطفی دیگر در تاریخ انقلاب اسلامی در خرداد 92؛ تجربه هایی همچون:

1-     انقلاب اسلامی در طول عمر پر برکت خود همواره از دل تهدیدهایی که توسط دشمنان داخلی و خارجی به وجود می آمده است، فرصت هایی بی نظیر ایجاد کرده و روند رو به رشد و تعالی خود را ادامه داده است.

فتنه انگیزی های نهضت آزادی،  خیانت بنی صدر، آشوب های خیابانی سازمان مجاهدین در آغاز دهه شصت تهدید هایی داخلی بود که سبب شد با روشنگری های خواص آن روز جامعه و ارشادات امام امت، تهدید، تبدیل به فرصت شود و گروهک های دارای ایدئولوژی های التقاطی با نشان دادن ماهیت واقعی خود، به سرعت جایگاه شان را در میان مردم از دست بدهند. جنگ تحمیلی نیز به عنوان یکی از تهدیدهای جدی دشمن خارجی برای از بین بردن انقلاب اسلامی شناخته می شود، با این حال امروز هم با گذشت بیش از بیست سال از آن، هنوز هم در حال فرصت سازی است همچون، اردوی راهیان نور در عرصه ی فرهنگی و خودکفایی تسلیحاتی در عرصه ی نظامی.

فتنه ی 88 به عنوان یک تهدید مشترک توسط دشمنان داخلی و خارجی جمهوری اسلامی به مدد ایمان و ارادت مردم به ساحت مقدس حضرت اباعبدالله(س)، در 9 دی 88 پتانسیل عظیم قدرت مردمی کشور را به جهانیان نشان داد و فتنه ی 8 ماه را، تبدیل به فرصتی دیگر برای انقلاب اسلامی کرد. بزرگی فتنه ی 88، فرصتی بزرگ را نیز ایجاد کرده است، فرصتی که اگر از آن بهره گرفته شود  می توان با استفاده ازآن، تا سالیان سال درخت انقلاب اسلامی را آبیاری کرد.

2-    فتنه ی 88 بار دیگر نشان داد که نام ها، شهرت ها و عنوان ها قداست ندارند. می توان  عناوین ریز و درشتی از وابستگی های سیاسی و خانوادگی با بزرگان جمهوری اسلامی داشت ولی پایبند به اصول اساسی جمهوری اسلامی نبود. می توان نخست وزیر امام لقب گرفت ولی آرمان های امام را زیر پا گذاشت. می توان  مانند بعضی صحابه ی رسول گرامی اسلام  که هم سابقه ی مبارزه با کفار را داشتند و هم سابقه ی جنگیدن با علی بن ابی طالب را، هم با رژیم پهلوی مبارزه کرده باشند و هم در صدد فتنه  انگیزی در جمهوری اسلامی بود.

خواص باید با الگو قرار دادن فتنه ی 88 ، برای مردم تشریح کنند که ملاک، برای تشخیص در مسیر  حق یا باطل قرار داشتن افراد، وضعیت حال آنها می باشد . 

خواص و رسانه های پایبند به اصول انقلاب اسلامی به جای آنکه در میان نام ها و عنوان های مسئولیتی نامزدهای احتمالی گم شوند و بازارگرم کنِ احزاب و گروه های سیاسی شوند،  باید سطح فکر و خواسته های مردمی را بالا ببرند تا نامزدها  نتوانند با عوام فریبی ، اتهام پراکنی به دیگران ، شانتاژهای رسانه ای و وعده و وعیدهای غیر واقع ، موفق به فریب مردم و فتنه انگیزی شوند.

3-    متاثر کردن فضای روانی کشور از پنج ماه تا انتخابات مانده، به جدال سیاسی احزاب و گروه ها وذکر اخبار ضد و نقیض از نامزدهای احتمالی، گرچه به ظاهر تنور انتخابات را داغ می کند ولی در عمل نتیجه ی مطلوبی عاید مردم نخواهد کرد. چه مناسب است که خواص به جای درگیر شدن به بازی های سیاسی احزاب، بر اساس شاخص های تبیینی حضرت امام و رهبر انقلاب، به تبیین و تشریح شاخص های رییس جمهور یازدهم متناسب با دهه چهارم انقلاب اسلامی، یعنی دهه پیشرفت و عدالت بپردازند.

4-    آشنایی مردم با شاخص های یک رییس جمهور انقلابی که بتواند سرعت  پیشرفت و عدالت در کشور را فزونی ببخشد، می تواند تبدیل به یک گفتمان مردمی شود. گفتمانی شدن پیشرفت و عدالت الزامتی را به همراه می آورد و سطح خواسته های مردمی را از نامزدها بالا می برد. آن وقت است که مردم برای انتخاب ریاست جمهور یازدهم دیگر در میان نام ها و شهرت ها، وابستگی های سیاسی و خانوادگی گم نمی شوند و هر فرد را با ملاک ها و معیارهایی مشخص  همچون برنامه محوری، منطق و اخلاق ، محک می زنند و بهترین را انتخاب می کنند.

5-    منطقی شدن فضای قبل از انتخابات بر اساس یک حضور آگاهانه و انتخاب عقلانی و متناسب با زمان و جایگاه انقلاب اسلامی در عرصه ی بین المللی، فضای بعد از انتخابات را نیز مبتنی بر بستر عقل و منطق می کند. خواص باید با مدیریت افکار عمومی کشور در این چند ماه پایانی  دولت دهم و تا برگزاری انتخابات، هیجان های انتخاباتی قبل از رای گیری را بعد از اعلام نتایج تبدیل به شورو انگیزه ی کار و فعالیت در عرصه های مختلف سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و علمی کشور بکنند و تهدیدی بالقوه را که دشمنان به طمع اتفاقات سال 88 در سر می پرورانند بار دیگر تبدیل به یک فرصت باالفعل تاریخی برای کشور بکنند.


برچسب‌ها: انتخابات ریاست جمهوری 92
+ نوشته شده توسط محمد حسین زاده در دوشنبه 2 بهمن1391 و ساعت 22:41 |

هوالحبیب

انتخاب

 «حر » فرمانده بود،

  «عمر سعد» هم

 لحظه ای تامل

انتخاب بین عشق و هوس

یکی را عزیز کرد و یکی را ذلیل

یکی شد خطاب سلام زیارت عاشورا

یکی شد خطاب لعن زیارت عاشورا

«حر » فرمانده بود،

  «عمر سعد» هم

اما

یکی آخرت را انتخاب کرد

و 

یکی دنیا را

یکی حسین(ع) را انتخاب کرد

و

یکی یزید را

یکی عشق را انتخاب کرد

و

یکی هوس را 

یکی مست  

و 

یکی منگ

یکی مست نوشیدن می عشق  از سبوی شهادت

و یکی منگ طمع خوردن گندم ری



+ نوشته شده توسط محمد حسین زاده در سه شنبه 30 آبان1391 و ساعت 12:42 |

هو الحبیب


عشق حسین(ع)

گفتم راه تاریک است و پر پیچ و خم!

گفت« ان الحسین مصباح الهدی و سفینه النجاه»

گفتم عاشورا کی می رسد از راه؟

گفت منتظر چه نشسته ای؟ «کل یوم عاشورا»!

گفتم به او بگو یا لیتنی کنت معک

گفت بار از دوشت برنداشته اند ، «کل ارض کربلا»

گفتم چگونه عاشق اش شدی؟

گفت «اِنَّ لقَتل الحُسینِ حَرارَةً فی قُلوبِ المومِنین لاَتبُردُ اَبَداًی[1]»

گفتم مگر چه کرده بودی؟

گفت« مَن اَرادَ الله بهِ الخَیرَ قَذَفَ فی قَلبَهِ حُبَّ الحُسَین وَ حُبَّ زیارتِهِی[2]»

گفتم بر مزارت نوشته اند شهید؟

گفت شهید عشق حسین

گفتم چه کردی برای عشق حسین؟

گفت سر داده ام به پای حسین

گفتم اگر دوباره زنده شوی چه؟ باز هم حسین(ع)؟

گفت خنک آن قماربازی که بباخت هر بودش/بنماندش هیچ الا هوس قمار دیگر

گفتم بهشت گوارایت باد

گفت بوی بهشت خدا بوی حسین است و بس

 



[1] کشته شدن حسین آتشی در دل مومنان در انداخته است که هرگز سرد نخواهد شد(پیامبر اکرم(ص))

[2] کسی که خدا خیر خواه او باشد، محبّت حسین و شوق زیارتش را در دل او می اندازد(امام صادق(ع))

+ نوشته شده توسط محمد حسین زاده در دوشنبه 22 آبان1391 و ساعت 0:0 |

هوالحبیب

با سلام به همه ی دوستان

بالاخره پایان نامه ی ارشد هم به مراحل پایانی خودش نزدیک می شود.

موضوع پایان نامه ی کارشناسی ارشد من « نقش وب سایت های خبریِ سیاسی در موفقیت بازاریابی سیاسی اینترنتی در ایران» می باشد .


پرسشنامه ای دارد که خواهشمند است اگر تا کنون بازدید کننده ی یک یا چند سایت از این ده سایت بوده اید(تابناک، عصر ایران، خبرآنلاین، جام نیوز، الف، جهان نیوز، فردا، رجا نیوز، آفتاب و مشرق)، آن را تکمیل و من را در انجام این تحقیق یاری فرمایید.



*****لینک تکمیل پرسشنامه ****


با تشکر از زحمتی که می کشید

یا علی


 تشکر از سایت الف و پارسینه  و بچه های قلم بخاطر نشر پرسش نامه

الف

 پارسینه

بچه های قلم 


  و تشکر از تمام دوستانی که از طریق ایمیل و شبکه های اجتماعی به انتشار آن کمک کردند

+ نوشته شده توسط محمد حسین زاده در چهارشنبه 25 مرداد1391 و ساعت 11:46 |
نمک پاشی به زخم زلزله زدگان مظلوم آذربایجان

وقوع زلزله و کشته شدن جمعی از هم وطنان آذربایجانی در شب قدر، داغی بود بر دل مردم ایران اسلامی، اما داغ دیگر، نمک پاشی منافقین و عده ای از فریب خوردگان داخلی در شبکه های اجتماعی  بر زخم های تازه ی زلزله زدگان و مردم کشور بود.

دروغ پراکنی، تهمت زنی اتفاقی است که از همان ساعت اول بعد از زلزله در شبکه های اجتماعی از سوی این افراد کلید زده شد از جمله ی این شگردها می توان به این چند مورد اشاره کرد:

ایجاد بد بینی به نهاد های تامین امنیت نظام:

در حالی که بعد از وقوع زلزله وظیفه ی نیروی انتظامی به دلیل خروج مردم از خانه ها و پرداختن به امور کشته شدگان و مجروحان  در جهت تامین امنیت منازل شهروندان سنگین تر می شود ، فردی از قول رفیق اش که در تبریز زندگی می کند نوشته است در حالی که مردم از ترس زلزله در پارک ها شب را به صبح رساندند، گشت ارشاد زنان بد حجاب زلزله زده را بازداشت می کرده است.

کوبیدن بر طبل انگلیسی تفرقه

با اینکه مردم مسلمان ایران اسلامی که اگر برای مردمی غیر همکیش و هم قوم خودشان اتفاقی پیش آید تا کنون از کمکی مضایقه نکرده اند عده ای به دنبال سو استفاده از احساسات مردم آذربایجان  و پیاده کردن شگرد انگلیسی ها در تفرقه ی قومی در این حادثه اند. برای مثال فردی در گوگل پلاس پست گذاشته است که: «مطمئنا اگر در یک شهر فارس زبان چنین فاجعه ای رخ می داد، تلویزیونها جور دیگر پوشش می دادند»

مقایسه ی نابجای مباحث داخلی و خارجی برای زیر سئوال بردن سیاست های خارجی جمهوری اسلامی:

کاریکاتور نیک آهنگ کوثر، کاریکاتوریست ضد انقلاب هم که جمهوری اسلامی را متهم به فراموشی زلزله زدگان و پرداختن به موضوع سوریه کرده بود نیز یکی دیگر از  مطالبی بود که در شبکه های اجتماعی توسط این طیف فکری بازنشر داده شده بود.

یکی از مطالبی که در گوگل پلاس بارها بازنشر شده بود مطلبی توهین آمیز به مسئولین کشور بود که آنها را در حال پایکوبی و شادی معرفی کرده بود:« شما کماکان به پایکوبی‌های‌تان برسید. مردم آذربایجان، نه مثل مردم فلسطین‌اند و نه سوریه و نه میانمار، این‌ها از کره‌ی دیگری آمده‌اند و قطعا نیازهای اولیه‌شان را از جای دیگری تامین می‌کنند. شما نگران نباشید.»

آنچه از بعد از زلزله در شبکه های اجتماعی می گذرد تمام ماجرا نبود و گروهی از کاربران با بیان پاسخ هایی قاطع به توهمات شایعه پراکنان پاسخ دادند از جمله:

یکی از کاربران گوگل پلاس در جواب شایعه پراکنی های عده ای در مورد عملکرد صدا و سیما در مورد ابعاد زلزله و تلفات آن این چنین واکنش نشان می دهد که :


-      عدم سرقت اموال / قطع دست بانوان فوت شده به دلیل داشتن زیورآلات / تملک اراضی خانواده‌های کامل فوت شده و ... 

-     به دلیل تخریب زیرساخت‌های ارتباطی و عدم اطلاع دقیق از کمیت قطعی حادثه که سبب بروز نگرانی مضاعف می‌شود و ممکن از برخی خانواده ها را روانه محل کند

-    بخش گسترده ای مردم در مراسم احیاء هستند و امکان دریافت اطلاع‌رسانی را ندارند. این امر باعث بروز شایعات میشود و نگرانی‌ها را مضاعف می‌کند لذا احتمالا اولین اطلاع رسانی سحر خواهد بود

-    عدم تثبیت موقعیت زلزله‌ها و امکان رخ دادن پس‌لرزه‌های بیشتر و عمیق‌تر و همزمانی آن با حضور عموم مردم و امکان افزایش تلفات

-    عدم استقرار کامل نیروهای امنیتی / امدادی و مدیرتی»

کاربر دیگری هم  در جواب توهم پراکنی عده ای دیگر نوشته است:

- امداد رسانی‌اش به عهده کیه؟ بسیج و هلال احمر

- غُرش واسه کیه؟ [...]

- تأمین امنیت‌اش با کیه؟ سپاه و بسیج و ناجا

- غُرش واسه کیه؟ [...]

- جمع‌آوری کمک‌های مردمی‌اش با کیه؟ کمیته امداد و بسیج و هلال احمر

- غُرش واسه کیه؟ [...]

- بازسازی و نوسازی‌اش با کیه؟ بسیج سازندگی و اردوهای جهادی و تا حدودی دولت

- پُزش واسه کیه؟ [...] 

این گزارش کوتاه از وضعیت شبکه های اجتماعی بیانگر این است که عده ای حاضرند با هر چیز و دست آویزی به هدف خود برسند، فرقی نمی کند آن خون هم وطنان اش باشد یا دل های داغ دیده ی مادران گریان.

به هر حال نباید هم از این موضوع گذشت که علاوه بر این سیاه نمایی ها و دروغ پردازی ها، عده ای دیگر در این مدت در فضای مجازی به عنوان یک رسانه استفاده کرده اند و بنا بر نیاز سازمان خون به تشویق و ترغیت هم وطنان به خون دادن کرده اند، آزمونی که ملت ایران باز هم سربلند از آن بیرون خواهد آمد چه دشمنان و فریب خوردگان داخلی اشان را خوش بیاید یا نه؟!!

+ نوشته شده توسط محمد حسین زاده در دوشنبه 23 مرداد1391 و ساعت 19:43 |

هوالحبیب

به بهانه ی آغاز المپیک خون

کدام حقوق؟کدام بشر؟

ای کاش مسلمانان المپیک را تحریم می کردند!

توصیه می کنم نبینید فیلم هایی را که از میانمار در اینترنت منتشر شده است. دل سنگ را آب می کند و چشم را پر از اشک و دل را پر ز خون!

 

چه مسلمان باشند و چه کافر، سوزاندن نوع بشر است. مجرم محکوم به اعدام هم حقوقی دارد و قانون های رایج در دنیا اجازه نمی دهد که جان وی را به هر شکل ممکن بگیرند!

 

مگر مردم مسلمان میانمار از نوع بشر نیستند؟ مگر بشر، غربی و شرقی دارد؟ مگر فقط اوباما از کاخ سفیدش باید مشخص کند چه کسی بشر است و چه کسی بشر نیست؟ مگر سازمان ملل ، فقط بعضی از انسان ها را بشر می داند و بعضی را نه؟ مگر شورای امنیت به جای خالق هستی نشسته است که برای گروهی حکم بشر بودن صادر می کند و برای گروهی نه؟!

 

دروغ چرا و گمان چرا؟ دهکده ی جهانی غربی ها خطوط قرمزش مشخص و شفاف است و هر کس آن را پذیرفت بشر است. هر انسانی که گوش به فرمان اربابان آن دهد بشر است و هر کس نه، با او کاری می کنند که خود آن رفتار را در قبال  حیوانات هم ممنوع کرده اند!

 

معذرت می خواهم، نباید این حرف را بزنم ولی از سر درد است و عقده در دل، اگر به جای کلیپ های زنده زنده سوزانده شدن مسلمانان میانماری، کلیپی از سوزانده شدن چند حیوان خانگی مورد علاقه ی مدعیان دروغین حقوق بشر در اینترنت پخش می شد تا روزها و هفته ها سازمان های حقوق حیوانات اعتصاب می کردند و بیانیه می دادند و تظاهرات می کردند.

 

می خواهم بگویم که  امروز  غربی ها نه کور شده اند و نه کر شده اند و نه خفه. آنها هم خوب می بینند و هم خوب می شنوند و هم خوب حرف می زنند. اگر بخواهند ندا آقا سلطان را در تهران ترور می کنند و بعد برایش گریه می کنند و بعد صدها و هزارها ساعت در رسانه هایشان برای کسی را که کشته اند عزاداری می کنند و نام خیابان هایشان را عوض می کنند و هزاران هزار شمع روشن می کنند. اما همان ها برای هزار هزار مسلمان میانماری ساکت اند!

 

مسئله این است که غرب، مسلمانی را که داد هیات من الذله سر بدهد را بشر نمی داند، برای همین هم است که خونش مباح است. برای همین است که کودک شیرخواره بحرینی قنداقش کفنش می شود ولی BBC و CNN و العربیه و الجزیره به مدح آل خلیفه می پردازند. برای همین است که مردمان مظلوم و غریب شرق حجاز سالهای سال است که در خفقان و سیطره طایفه ی عرب جاهلی آل سعود  گرفتارند و روسای جمهور آمریکا به رقص با پادشاه آل سعود افتخار می کنند.

 

جرم مردم میانمار، مسلمانی است، جرمشان همان جرم مردم بحرین است و عربستان. همان جرم مردم لبنان و بوسنی و  کزوو و فلسطین.  هر کس بگوید لا اله الا الله مجرم است، این همان قطعنامه ی نانوشته ی سازمان ملل و شورای امنیت است. این همان اصل اول اساسنامه ی سازمان های حقوق بشر است که مسلمانان را بشر نمی دانند.

 

با این حقوق دروغین و بشر خود ساخته ی غرب چه باید کرد؟ تا کی باید مسلمانان در آتش کینه ی قرون وسطایی غرب متوحش بسوزند و تا کی باید منتظر نظر این برده داران قرن بیست و یک نشست؟

 

مگر آن روز که کوکان قانا تکه تکه شدند کاری کردند که امروز برای مسلمانان میانماری کاری کنند؟ مگر برای مردم غزه کاری کردند؟ مگر برای مسافران ایرباس ایرانی دل سوازندند که برای برادر میانماریشان دل بسوزانند؟

 

بزرگترین اشتباه مسلمانان این است که تابلوی حقوق بشر غربی ها را باور کردند! منتظر نشستند تا فلان سازمان دروغین حقوق بشر و شورای کذایی امینت قطعنامه ای صادر کند! غافل از آنکه شورای امنیت وظیفه اش تامین امنیت ابرقدرت های غربی است به هر شکل ممکن، حتی به بهای جان صدها و هزاران کودک شیرخواره!

 

مسلمانان باید خود به این آگاهی برسند که هیچ کس جز خودشان حامی عزت، ایمان، ناموس و استقلال شان نخواهد بود. باید بدانند که غرب برای زمین گیر کردنشان حاکمانی خمیه شب بازی علم کرده است که فقط از مسلمانی نامش را یدک می کشند و افسارشان در دست بازی گردانان کاخ سفید است.

 

انتظار بیهوده ایست که شاه عربستان، هر چقدر هم لقب خادم الحرمین اش را در بوق و کرنا بلند تر بگویند، در حالی که دستش به خون هزار هزار مسلمانان عراق، یمن و بحرین آغشته است بیاید از مردم میانمار دفاع کند.

 

بار دیگر المپیک دارد فرا می رسد و  فصل قصابی مدعیان دروغین حقوق بشر را به همراه آورده  است.

 

حلقه های المپیک 2010 هم مانند سالهای گذشته یک رنگ بیشتر ندارد و آن هم رنگ خون. با این تفاوت که امسال سرخ تر و رنگین تر است. امسال میانماری ها هزار هزار می سوزند و مردم بحرین و عربستان غریبانه چون شمع می سوزند و عراقی ها روزانه اجساد غرق خون هم وطنانشان را در خیابان ها جمع می کنند و مردم سوریه تاوان حمایت از مردم مظلوم فلسطین و لبنان را با خونشان می دهند.

 

ای کاش مسلمانان کمی به هم نزدیک می شدند و المپیک را تحریم می کردند و یا حداقل آنکه هر مسلمانی که بالای سکوی قهرمانی المپیک می رود عکس برادر شهیدی از میانمار و بحرین را نیز  با خود ببرد و به جای نشان دادن لبخند پیروزی اش، اشک داغ سوزانده شدن برادران دینی اش را در میانمار نشان دوربین ها دهد.


 خبرگزاری دانشجو: http://snn.ir/news-13910505043.aspx

+ نوشته شده توسط محمد حسین زاده در پنجشنبه 5 مرداد1391 و ساعت 18:13 |